نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(19)«فتیل»، «نقیر» و «قطمیر»

این سه واژه همه به «خرما» مربوط می شود. این واژه ها برای اعراب امّی که هر روز با خرما سروکار داشتند آن قدر آشنا بود که با شنیدن استعاره های قرآنی اندرزهایی را که همراه شان بر آنان عرضه می شد فوری حسّ و درک می کردند.

«فتیل» رشته ی باریکی است که در شکاف هسته ی خرما قرار دارد. خداوند در آیه ی 71 از سوره ی اِسراء می فرماید:

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ ۖ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَٰئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا [١٧:٧١]

روزى كه هر گروهى را با امامشان فرا مى‌خوانيم، پس هر كه نامه او به دست راستش داده شود آنها نامه‌ى خود را مى‌خوانند و ذرّه‌اى به آنها ستم نمى‌رود.

«ذرّه» که به جای «فتیل» استفاده شده است واژه ای عربی و به معنی مورچه ی ریز است. واژه ی ذرّه نیز در قرآن آمده است. با این که هر دو واژه می تواند معادل «چیزی بسیار ریز» در زبان فارسی باشد ولی اعراب با شنیدن واژه های اصلی تصاویری را می بینند که برایشان از واژه های مبهمی که با صفات قرار است گویا شوند گویاتر است.  

 

«نقیر» فرورفتگی یا خال پشت هسته ی خرما را«نقیر» می گویند. برای این واژه هم در ترجمه ی فارسی باز معادل «ذرِه» ترجیح داده شده است:

وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا [٤:١٢٤]

و هر كه از مرد و زن كارهاى شايسته كند در حالى كه مؤمن باشد آنها داخل بهشت مى‌شوند و ذره‌اى به آنها ستم نمى‌رود

 

«قطمیر» پوست نازک سفید رنگی است که دانه ی خرما را می پوشاند.

يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ ۚ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ [٣٥:١٣]

شب را در روز داخل مى‌كند [و روز بلند مى‌شود] و روز را در شب وارد مى‌كند، و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه‌] هر يك تا سر آمد معينى روانند. اين است خداوند كه پروردگار شماست. فرمانروايى از آن اوست، و كسانى را كه غير از او مى‌خوانيد، مالك پوست هسته خرمایی{هم} نیستند.