تاریخ یا ادبیات- اصلاح طلبی و اصول گرایی در مسیحیت
پیش از مارتین لوتر فردی به نام «جان ویکلیف» با تکیه بر تعالیم عیسی مسیح در مورد فقر و مبارزه با اشرافیت در برابر کلیسا ایستاد و با اصرار بر ترجمه ی انجیل از زبان لاتین به انگلیسی مردم را تشویق کرد که به درک حقایق این مذهب و تعالیم عیسی مسیح بدون واسطه گری و دخالت کلیسا بپردازند. پیروان او «جنبش لولارد» را بوجود آوردند و اصلاح طلبی در مسیحیت آغاز شد. بعدها مارتین لوتر آلمانی وقتی که زرق و برق دستگاه روحانیت کاتولیک را دید مانند جان ویکلیف بد جوری دلخور شد، و وقتی دید که کلیسا از مردم گناهان شان را همراه با مبلغی پول می گیرد و به آن ساده دلان بهشت می فروشد، دیگر کفرش سر آمد و با زدن بیانیه ای بر سردر کلیسای خود اعتراض کرد. او نیز مسیحیت را عاری از این تجملات می دید و اساس آن را ایمان می دانست. او به ترجمه ی انجیل به زبان آلمانی پرداخت تا مردم کشورش بدون واسطه ی افکار منحرف دستگاه روحانیت کلیسا در باره تعالیم مسیح بیاندیشند؛ و نیز ازدواج را برای کشیشان و راهبه ها مناسب دانست و کلّی آنها را خوشحال کرد، و هواداران خود را زیاد. او معتقد بود که رستگاری انسان در گرو ایمان اوست، نه چیز دیگر. امّا جین کالوین پایش را از گلیم پروتستان ها فراتر گذاشت. او که از فاندامنتالیست ها یعنی اصول گرایان مسیحی بود، اصل را بر ریاضت گذاشت و قید و بند های اخلاقی و اجتماعی زیادی را بر پیروان عیسی مسیح تحمیل کرد، و مجازات هایی را برای متخلفین در نظر گرفت؛ و لباس مسیحیت او همان خرقه ی پاره و پوره ای شد که جاناتان سویفت حکایت آن را نقل کرد.