یک شعر و یک نکته(50)

فریب خویشتن

غزلی از  حمیدی سبزواری

بعد از این ما هم پی شهرت سخن خواهیم گفت

زاغ را طاووس و خس را نسترن خواهیم گفت

درقصاید از رخ یار و خم گیسوی او

در غزل از گونه و چشم و دهن خواهیم گفت

ناوک مژگان دلبر را به وقت دلبری

چون سنان گیو، در جنگ پشن خواهیم گفت

در مجالس هر خیانت پیشه را مادح شویم

وصف هر کلّاش  در هر انجمن خواهیم گفت

غافل از احوال خلق و وضع پیرامون خویش

داستان ها از ختا و از ختن خواهیم گفت

در محیط ما چو حرف حق ندارد مشتری

قصّه ی شیرین و عشق کوهکن خواهیم گفت

یا چنان نودولتان هر سو به دعوی خاسته

هر عنان بگسسته را سنت شکن خواهیم گفت

ملک را بنیان به هم ریزیم و این بد شیوه را

(موج نو) ویرانگر رسم کهن خواهیم گفت

در محافل مهملاتی چند را عنوان کنیم

خویشتن را شاعری استاد فن خواهیم گفت

غافل از رسم ادب، لاف هنر خواهیم زد

مردم صاحب هنر را لافزن خواهیم گفت

تا بپالاییم جان ها را به آیین فساد

از فنون عشق و آمیزش سخن خواهیم گفت

الغرض با حیله و ترفند و تزویر و ریا

نکته ها بهر فریب مرد و زن خواهیم گفت

نی غلط گفتم که این اهریمنی گفتار را

بیشتر بهر فریب خویشتن خواهیم گفت

 این غزل در فروردین 1333 سروده شده است، بعد از کودتای 28 مرداد 1332که خودِ شاعر نیز پس از آن از ترس کودتاچیان مدّتی متواری و مخفی شده بود. البته شاعر هر قدر با سیاست سر و کار داشته باشد پس از مدّتی شعرش با سیاست کاری نخواهد داشت و سر و کارش بیش تر با شعر و شاعری خواهد بود. البته این غزل هیچ سیاست مداری را هدف قرار نداده است. شاعرانی هدفِ طعن ولعن شاعرند که به قول او با موج نو ویرانگرِ رسم کهن شده اند. شاعر برای طنّازی و شیرین زبانی از ضمیر اول شخص جمع استفاده کرده و از زبان خودِ مخالفان آنان را مورد تمسخر قرار داده است. این ذمّ شبیه به مدح و گاه مدح شبیه به ذم یک کنایه ی چند بیتی است که از دید شاعر طعنه به عدّه ی خاصی است و از دید خواننده طعنه به هر شعر و شاعری برای این که تقریباً تعریف او از شعر نوعی تضمین و تقلید از تعریف افلاطون از آن است که بهترین اش را «دروغ طلایی» می نامید. این شاعرِ معترض هدف و حاصل کار شاعرِ «موج نو» را «فریب مرد و زن» و در حقیقت «فریب خویشتن» می داند و شعرش را «اهریمنی گفتار» می نامد. نکته ی مهم این است که با چنین تعریفی از شعر نمی شود با شعر بر علیه شعر اعتراض کرد. مثل این است که آدم با دروغ بخواهد دروغگو و دروغ گویی را محکوم کند.