نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(15)مترف

مُترف کسی است که به خود واگذاشته شده است و مطابق میل خود زندگی می کند. خوش گذران و نازپرورده است. طبق آیه ی 116 از سوره ی هود مردم با بی خردی شان و عدم پیروی از پیامبران و خردمندان مسئول فساد ناشی از  بقا و تسلط مترفین برجامعه اند:

فَلَوْلَا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُولُو بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًا مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ ۗ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِيهِ وَكَانُوا مُجْرِمِينَ [١١:١١٦]

از چه رو در ميان نسل‌هاى پيش از شما خردمندانى نبودند كه [مردم را] از فساد در زمين نهى كنند [تا گرفتار عذاب نشوند]؟ جز اندكى از كسانى از آنها كه نجاتشان داديم (پيامبران و پيروانشان). و كسانى كه ستم كردند، [طبعا] به دنبال رفاه و خوشگذرانى رفتند و اهل گناه بودند.

مترفین نخستین کسانی اند که با پیامبران و احکام الهی شان مخالفت می کنند. به تعبیری اگر مترفی با حاکمی که مدعی پیروی از پیامبران و احکام الهی است مخالفت نکند جای تعجب دارد، و همچنین اگر چنین مدعیانی با مترفین سر سازش داشته باشند ادعایشان جز نفاق چیزی نیست:

وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ [٣٤:٣٤]

و در هيچ شهرى هشدار دهنده‌اى نفرستاديم جز آن كه خوشگذرانان آنها گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‌ايد كافريم.

از نشانه های هلاک یک قوم خوشگذرانی های آزادانه ی مترفین در میان شان است:

وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا [١٧:١٦]

و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم خوشگذران‌هاى آن را وا مى‌داريم [و آزاد مى‌گذاريم‌] تا در آن فسق و فساد كنند پس عذاب الهى بر آن محقق مى‌گردد و آن را به طور كامل فرو مى‌كوبيم.