نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(9)

خداوند متعال در قرآن مجید برای تفهیم بعضی از موضوعات از روش بیان مثل استفاده می کند. این مثل ها آن قدر دقیق انتخاب شده اند که با وضعیت زندگی، میزان معلومات و درک مخاطبان جور در می آید. در سوره ی روم در ابتدای آیه ی بیست و هشتم می فرماید:

ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِّنْ أَنفُسِكُمْ

 [خداوند] براى شما از خودتان مثلى زده است.

خداوند برای هدایت بندگانش هر گونه مثلی را بیان می کند هر چند برخی از این مثل ها با درک و سلیقه ی مخالفان جور در نیاید. در سوره ی بقره می فرماید:

إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ۚ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۖ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًا ۘ يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا ۚ وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ [٢:٢٦]

به راستى خدا ابايى ندارد از اين كه به پشه‌اى يا فوق آن مثل زند، امّا آنان كه ايمان آوردند مى‌دانند كه آن [مثل‌] حق بوده و از جانب پروردگارشان است ولى كافران [به قصد تحقير] گويند: خدا از اين مثل چه خواسته است؟ [آرى‌] بسيارى را با آن گمراه و بسيارى را هدایت می کند، ولی جز فاسقان را بدان گمراه نمی کند.

 

البته معنی عوامانه ی «لایستحیی» این است که حیا و شرم نمی کند. این معنی برای عرب جاهل پاسخ محکمی بود در دفاع از امثالی که آنان با درک اندک خود کوچک می شمردند.

مثل های ذکر شده در قرآن آن قدر دقیق اند و با زندگی مردم دوران جاهلیت از یک سو و با زندگی مردم هر زمانه ای از سوی دیگر جور در می آیند که شکی در انتخاب شایسته شان از سوی خداوند وجود ندارد. به ذکر نمونه ای از آن ها در اینجا بسنده می کنم:

 

آیه ی پنجاه و هفت از سوره ی نحل بیان می کند که مشرکان جاهل برای خدا دخترانی قائل شده بودند با این که خودشان از داشتن دختر نفرت داشتند. با چنین تفکری آن ها در حقیقت می خواستند صفتی را که خود زشت می دانستند به خدا نسبت دهند:

وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ ۙ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ [١٦:٥٧]

و براى خدا دخترانى قائل مى‌شوند. منزّه است او. و براى خودشان آنچه را ميل دارند قرار مى‌دهند

 

 

هر چند زنده به گور کردن دختران عمل درستی نبوده است و قرآن مجید نیز مردم را از انجام آن نهی کرده است، در ادامه ی این سوره خداوند برای این که به اعراب جاهل بفهماند که چهره ی آن هایی که به آخرت ایمان نیاورده اند در روز قیامت چگونه خواهد بود از این رسم نکوهیده شان مانند مثلی استفاده می کند تا زشتی رفتار و گفتار شرک آلودشان را خوب ببینند. خدا آن ها را با طرز تفکر خودشان با این بیانِ محکم این چنین محکوم می کند و در آیاتی از سوره ی نحل می فرماید:

 

 

وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثَىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ [١٦:٥٨]

و هرگاه يكيشان به دختر مژده يابد رويش سياه مى‌گردد در حالى كه خشم و اندوه خود را فرو مى‌خورد

     

يَتَوَارَىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ ۚ أَيُمْسِكُهُ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ ۗ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ [١٦:٥٩]

از ناگوارى خبرى كه بشارتش داده‌اند از قوم خود متوارى مى‌شود كه آيا او را به خوارى نگاه دارد يا در خاك پنهانش كند؟ وه، چه بد داورى مى‌كنند

لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ ۖ وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَىٰ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [١٦:٦٠]

صفت زشت براى كسانى است كه به آخرت ايمان نمى‌آورند و بهترين وصف از آن خداست و او مقتدر حكيم است.

 

چهره ی آن هایی که به آخرت ایمان نمی آورند در روز قیامت مانند چهره ی همین افراد زشت و سیاه خواهد بود و همان شرم یا خواری در چهره شان پس از مشاهده ی حقیقت آشکار خواهد شد که پس از بشارت داشتن دختر در چهره شان دیده می شد. اگر عرب جاهل از شرک و کفر و گناه خود همان شرمی را می داشت که هنگام زنده به گور کردن دخترش حس می کرد حتماً از این صفات زشت نیز فرار می کرد.