نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(8)

فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ [١٦:٩٨]

پس آن‌گاه كه قرآن بخوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر

 

این آیه ی مشهور از سوره ی نحل که سفارش شده است در آغاز قرائت قرآن خوانده شود، در حقیقت، توصیه به رعایت نکته ای فراتر از قرائت و روخوانی عادی قرآن در آن است. آیات بعدی این سوره و نیز آیاتی در همین موضوع از سوره های دیگر مشخص می کند که علّت اصلی این درخواست و تأکید روی آن چیست. در ادامه ی آیه ی فوق الذکر، قرآن ابتدا حساب مؤمنان را که شیطان بر آن ها تسلطی ندارد از آن هایی که او را دوست می گیرند و برای خدا شریک قائل می شوند جدا می کند. بعد می فرماید:

 

وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ ۙ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ [١٦:١٠١]

و چون حكمى را به جاى حكم ديگر بياوريم در حالى كه خدا به آنچه نازل مى‌كند داناتر است، مى‌گويند: جز اين نيست كه تو دروغبافى. نه بلكه بيشتر آنان نمى‌دانند.

 

مشخص است که نزول آیه و نَسخ یک حکم و جایگزینی حکمی دیگر با آیه ای دیگر از جانب خداوند متعال است. پیامبر از طریق وحی تنها دریافت کننده ی آیات و احکام و بعد ابلاغ کننده ی آن ها به مردم است. آیه ی بعدی روی همین نکته تأکید می کند:

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ [١٦:١٠٢]

بگو: آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق نازل كرده تا كسانى را كه ايمان آورده‌اند ثابت قدم كند و براى مسلمانان هدايت و بشارتى باشد.

 

نه پیامبر(ص) و نه هیچ کس دیگری حق دخل و تصرف در قرآن و قرائت آن را نداشته است. هر شخصی هنگام قرائت قرآن باید به خدا پناه ببرد تا تحت تأثیر امیال شیطانی به دلخواه خود آن را نخواند و معنی نکند.  شیطان روی چنین قرائتی که قاری از سلطه ی او به خدا پناه نبرده است مسلط است. قاری باید با توجه به آیات الهی و شأن و علّت نزول شان پیرو آن قرائتی از آن ها باشد که خداوند متعال در نظر داشته است. خداوند در سوره ی اِسراء خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:

وَإِن كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ ۖ وَإِذًا لَّاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا [١٧:٧٣]

و همانا نزديك بود در آنچه به تو وحى كرده‌ايم تو را متزلزل كنند كه غير آن را به ما منسوب دارى كه در آن صورت تو را به دوستى مى‌گرفتند

     

وَلَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا [١٧:٧٤]

و اگر استوارت نكرده بوديم همانا نزديك بود كمى به سوى آنها متمايل شوى.

 

بنابر این پناه بردن به خدا و ثبات در صراط مستقیم برای این است که قاری از دخل و تصرف در قرآن و معنی آن بپرهیزد و هرگز قرائتی از آن را که باعث خوشنودی مشرکین می شود ارائه ندهد.

در ادامه ی سوره ی نحل می فرماید:

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ۗ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ [١٦:١٠٣]

و ما به خوبى مى‌دانيم كه آنان مى‌گويند: جز اين نيست كه بشرى او را تعليم مى‌دهد. [نه چنين نيست، زيرا] زبان كسى كه اين نسبت را به او مى‌دهند عجمى است و اين قرآن به زبان عربى روشن است.

 

قرآن مجید با این آیه دلیل دیگری را نیز برای پناه بردن به خداوند متعال هنگام قرائت قرآن بیان می کند، و آن این است که قاری نباید با وسوسه های شیطانی در الهی بودن این آیات تردید کند و مانند مشرکان آن ها را اشعاری سروده بشری بداند که تحت تعلیم بشری دیگر بوده است.