نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(24)
نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(24)
قرآن مجید به عنوان معجزه ی خاتم الانبیاء(ص) معرف متنی است با چهارچوب و ساختاری مشخص که در آن معنی و محتوا همراه با هم تأثیرگذار است. مشرکین گوش هایشان را می گرفتند که آن را نشنوند و جن ها وقتی که آن را شنیدند شگفت زده شدند:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا [٧٢:١]
بگو: به من وحى شده است كه تنى چند از جنّيان [به وحى آسمانى] گوش فرا داشتند و گفتند: به راستى ما قرآنى شگفتآور شنيديم
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ ۖ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا [٧٢:٢]
كه به راه راست هدايت مىكند پس به آن ايمان آورديم، و هرگز كسى را شريك پروردگارمان قرار نخواهيم داد
این تأثیر شگفت که از همین آیات ذکر شده از سوره ی جن قابل تشخیص است تنها از آوای قرآن نیست. پیوند محکم معنا و آوا باعث شده است که شنونده از طریق آوا جذب معنی و از طریق معنی غرق در آوای آن و در نتیجه دچار تحوّل شود. عرب دوران جاهلیّت با شعر و شاعری آشنا بود، ولی در قرآن مجید تأثیری ورای آنچه که خوانده و شنیده بود می دید. درست است که گاهی آن را شعر و پیامبر(ص) را شاعر می نامیدند تا تأثیرش را معمولی جلوه دهند، ولی اقداماتی که برای دور کردن مردم از آن انجام می دادند نشان می داد که خود نیز می دانستند ادعایشان کذب است. آن ها این طور وانمود می کردند که آیات قرآن اشعاری است شگفت انگیز که پیامبر می گوید، و از او می خواستند آیاتی از نظر محتوا مطابق میل آن ها بیاورد تا از او پیروی کنند. قرآن مجید در سوره یونس درخواست آن ها و پاسخ خداوند از جانب پیامبر را این چنین بیان کرده است:
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ ۙ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَٰذَا أَوْ بَدِّلْهُ ۚ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاءِ نَفْسِي ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۖ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ [١٠:١٥]
و چون آيات ما كه روشنگر است بر آنها خوانده مىشود، آنها كه ديدار ما را باور ندارند مىگويند: قرآنى غير از اين بياور يا آن را عوض كن، بگو: مرا نمىرسد آن را از پيش خود عوض كنم، من جز آنچه را كه به من وحى مىشود پيروى نمىكنم. اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ می ترسم.
﴿١٥﴾ |
قُل لَّوْ شَاءَ اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلَا أَدْرَاكُم بِهِ ۖ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ [١٠:١٦]
بگو: اگر خدا مىخواست آن را بر شما نمىخواندم و [خدا هم] شما را بدان آگاه نمىكرد. همانا پيش از اين در ميان شما عمرى زندگى كردهام، چرا تعقل نمىكنيد
خداوند متعال در قرآن کریم از آن هایی که ادعا می کردند آیات و سوره های قرآن چیزی جز شعر نیست خواست اگر می توانند یک سوره همانند آن بسرایند، و البته این شرط را هم گذاشتند که هر که را جز خدا می خواهند به یاری فراخوانند اگر چه همگی با هم نیز از آوردن سوره ای مانند آن عاجزند:
وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ [٢:٢٣]
و اگر در آنچه بر بندهى خويش نازل كردهايم شك داريد، سورهاى مانند آن بياوريد و شاهدان خود را غير از خدا فراخوانيد اگر راست مىگوييد
فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا وَلَن تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ ۖ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ [٢:٢٤]
پس اگر نكرديد و هرگز نخواهيد كرد، از آتشى كه هيمه آن مردمان و سنگهاست برحذر باشيد كه براى كفار مهيّا شده است
چون شکل و محتوا با هم می تواند معنی دار و تأثیرگذار باشد، خداوند معیار را «سوره» قرار داده است. کلمه، عبارت و یا آیه در ساختار کلّی هر سوره دارای نقش و معنی مشخصی است. حتا سوره های قرآن با یکدیگر و تمام قرآن پیوند شکلی و معنایی مشخصی دارند. خدا به مشرکان تخفیف داده است که فقط از آنان یک سوره مانند سوره ای از قرآن خواسته است.
«سوره» در اصل به معنی «دیوار» است. پس هر سوره از قرآن در چهارچوب مشخص و محافظت شده ای از نظر شکل و معنی قرار دارد. این واژه در خود قرآن در سوره ی حدید به معنی دیوار آمده است:
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ [٥٧:١٣]
آن روز كه مردان و زنان منافق به كسانى كه ايمان آوردهاند گويند: نظرى به ما بيفكنيد تا از نورتان فروغى برگيريم. گفته شود: به پشت سرتان [دنيا] بازگرديد و از آن جا نورى بطلبيد. آنگاه ميان آنها ديوارى زده شود كه آن را درى است كه اندرون آن رحمت است و بيرونش روی به عذاب دارد.
در قرآن «اساور» و «اسوره» که جمع «سوار» به معنی «دستبند » است در سوره های کهف و زخرف آمده است:
در سوره ی کهف:
يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ [١٨:٣١]
در آن جا با دستبندهاى زرّين آراسته مىشوند.
در سوره ی زخرف:
فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ [٤٣:٥٣]
پس چرا بر او دستبندهاى زرين [از جانب خدا] افكنده نشده يا فرشتگان همراه وى نيامدهاند.
با این که برخی معتقدند در این آیات این واژه معرب «دستواره» است و وارد زبان عربی شده است، ولی گفته می شود اگر هم عربی باشد باز می توان معنیّ «دیوار» را از آن استنباط کرد. می توان گفت که دستبند مانند دیواری گرداگرد مچ یا ساعد را در بر می گیرد.(فرهنگ مبین- شرح و بررسی واژگان قرآن کریم، حمید مهدوی)