نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(6)
نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(6)
گاهی آدم به هیچ روشی تغییرپذیر نیست. این در صورتی که فردی بر عقیده ی درست باشد ایرادی ندارد. امر شده است «فاستقم کما امرت»(هود:112) امّا آدم از کجا بداند که بر عقیده ی درست است یا نادرست؟ بدون ایرادهای بنی اسرائیلی، مؤمنان راستین با شناخت پیامبران و مشاهده ی آیات الهی تسلیم و مسلمان اند، ولی در سوی مخالف، برای کافران سخت است آنچه را اجدادشان , پدرانشان درست می پنداشته اند حالا این ها کنار بگذارند. این عقیده، گوشت و پوست و استخوان، اصلاً جان شان شده است. به همین دلیل است که آیات الهی را که می خواهند بشنوند انگار جان شان را دارند می گیرند.
أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ ۚ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ [٢:١٩]
يا مانند مثل رگبار تندى از آسمان است كه در آن تاريكىها و رعد و برق است كه از [غرّش] صاعقهها و بيم مرگ، انگشتان خويش در گوشهايشان كنند، و خدا بر كافران احاطه دارد
گوش هایشان را می گیرند که نشنوند. حقیقتی که در بیرون همچون باران می بارد، همچون صاعقه نوری دارد و همچون رعد ندایی، در بیرون هست. با گرفتن گوش ها دنیای بیرون عوض نمی شود. حقیقت پنهان نمی ماند و متوقف نمی شود. امّا، درست فهمیده اند باید با آن عقیده ی نادرست بمیرند و با اعتقادی درست زنده شوند. سخت شان است به همین دلیل:
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ [٢:١٨]
كرانند و گنگانند و كورانند، پس [از گمراهى] باز نمىگردند
می ترسند ولی باز تن نمی دهند به همین خاطر ترساندن شان با نترساندن شان مساوی است:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ [٢:٦]
به راستى آنان كه كفر ورزيدند تفاوتشان نكند چه انذارشان كنى يا انذارشان نكنى ايمان نمىآورند
اگر آن ها را بترسانید که با این عقیده که دارید می میرید، بد جوری هم می میرید، آن چنان به آن وابسته اند که می پندارند بدون آن می میرند.