نگاهی به قرآن و یک از هزاران نکته هایش(1)

تصمیم گرفته ام این بار ضمن خواندن قرآن مجید جایی اگر نکته ای به نظرم رسید به این صفحه بیاورمش و سریع از آن نگذرم. البته، هیچ واژه و آیه ای از قرآن نیست که بشود سریع و بی ضرر از آن گذشت، آن عدّه از اهالی قرآن که صاحب نظرند مفصل حتا جزئیات را شکافته اند، من سعی ام این است که به اندازه بضاعتِ خودم انجام وظیفه کنم. پیامبر اعظم(ص) در سوره ی فرقان از نحوه ی برخورد قومش با قرآن نزد خدا شکایت می کند. نحوه ی برخورد با قرآن در روزگار ما نیز بسیار جای تأمل دارد.

 

وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا [٢٥:٣٠]

و پيامبر گويد: پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها كردند

ما که به قول حافظ هر چه بخواهیم می توانیم از دولت قرآن داشته باشیم باید بدانیم که هر خوبی را که نداریم از کم توجهی به قرآن است.

بخش نخست از این مبحث تازه در وبلاگ را به واژه ی «حرص» در قرآن اختصاص داده ام. سعی ام این است که مطالبِ مورد نظرم زیاد تکراری نباشد. (ترجمه ی آیات از استاد ابوالفضل بهرام پور است.)

واژه ی «حرص» به معنی علاقه و اشتیاق زیاد است. برای درکِ حدّ و اندازه اش به آیات ذیل توجه کنید:  

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند هستى بخش مهربان

قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِندَ اللَّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ [٢:٩٤]

بگو: اگر سراى آخرت در پيشگاه خدا تنها به شما اختصاص دارد نه ساير مردم، پس آرزوى مرگ كنيد اگر راست مى‌گوييد

وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ [٢:٩٥]

ولى به خاطر اعمالى كه از پيش فرستاده‌اند هرگز آرزوى مرگ نخواهند كرد، و خدا به [حال‌] ستمگران آگاه است

وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ۚ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ ۗ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ [٢:٩٦]

و مسلما آنها را حريص‌ترين مردم به زندگى [دنيا] خواهى يافت و [حتّى‌] حريص‌تر از كسانى كه شرك ورزيدند. هر يك از آنها خوش دارد كه كاش هزار سال عمر داده مى‌شد ولى آن (عمر دراز هم) مانع عقوبت او نخواهد شد، و خدا به آنچه مى‌كنند بيناست

این آیات در مورد توقع و ادعای بیجای قوم بنی اسرائیل است. می فرماید حرص این افراد برای همین زندگی دنیا بیش از دیگران است. و این حرص کاملاً در تضاد با آن ادعای بهشت طلبی شان است. «حرص» به آرزویی اشاره می کند که تحقق آن ممکن نیست. حتا اگر مطابق حرص بنی اسرائیل خدا عمری هزارساله به آن ها بدهد باز مرگ سراغ شان خواهد آمد و سرانجام عذاب جهنّم را خواهند چشید.

مشهورترین کاربرد واژه ی «حرص» در قرآن مجید در آیه ی 128 از سوره توبه است که خدا در وصف پیامبر اعظم(ص)  می فرماید:

لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ [٩:١٢٨]

همانا شما را پيامبرى از خودتان آمد كه رنج و زيان‌تان بر او گران است، به [هدايت‌] شما اصرار دارد و به مؤمنان دلسوز و مهربان است.

اصرار پیامبر به هدایت مردم از محبت بیش از حد و دل نگرانی شان برای مردمی است که سخت می شود هدایت شان کرد. این بهترین توصیفی است که در حق بهترینِ معلم ها می توان به زبان آورد. (یادآور داستان حضرت موسی(ع) در هنگام شبانی اش است که نمی خواست حتا یک بره از گله اش گم شود.)

واژه «حرص» برای بیان اصرار پیامبر اعظم(ص) به هدایت مؤمنین در جای دیگری نیز در قرآن آمده است:

آیه ی سی و هفت از سوره ی نحل:

إِن تَحْرِصْ عَلَىٰ هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَن يُضِلُّ ۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ [١٦:٣٧]

اگر بر هدايت آنها اصرار ورزى، [بدان كه‌] خدا كسى را كه گمراه كرده [و به خودش واگذاشته‌] هدايت نمى‌كند و براى ايشان هيچ ياورى نخواهد بود

در این آیه نیز واژه ی «حرص» شناساننده ی تلاش و اصرار دلسوزانه ی رسول الله(ص) است ولی آرزوی ایشان که هدایت تک تک افراد است هرگز شدنی نیست. ایشان وظیفه ی خود را به نحو احسن انجام می دهند ولی همیشه هستند افرادی که هدایت پذیر نیستند.

در سوره ی یوسف نیز همین نکته عنوان شده است:

وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ [١٢:١٠٣]

و بيشتر مردم، هر چند كه تو اصرار داشته باشى، مؤمن نخواهند شد

واژه ی حرص در سوره ی نساء نیز در موضوع  جلب رضایت همسران با مفهومی مشابه آمده است:

 

وَلَن تَسْتَطِيعُوا أَن تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ ۖ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ ۚ وَإِن تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا [٤:١٢٩]

و شما هرگز نمى‌توانيد [به لحاظ محبت قلبى‌] ميان زنان عدالت كنيد هر چند هم بكوشيد پس [به يك طرف‌] يكسره تمايل نورزيد و آن ديگر را بلا تكليف رها كنيد. و اگر سازش و تقوا را پيشه كنيد، بى‌شك خدا آمرزنده و مهربان است.