پاسخ به نظرات آقای فرزاد اقبال(10)

پنجشنبه ۱۳ خرداد۱۳۹۵ ساعت: 9:0

توسط:فرزاد اقبال

کودکی را دیدم ماه را بو میکرد
ستاره و ماه چینی از ارزوهای کودکانه است. بو کردن هم به مجاز مایکون یا مجاز سببیت، همون چیدنه. شعر از کودکی میگه که به ارزپی کودکانه اش رسیده بود.

قفسی بی دری که روشنی در اون پر پر میزنه میتونه استعاره از لامپ باشه که تکنولوژی نوپا تازه وارد زندگی شاعر کرده.
نکته مهم در شرح این بندها توجه به حال و هوای ان دوران شاعر و تجربیات شخصیشه. مثل درگیزیهای جریانات کهنه و نو ادبی (جنگ طوطی و فصاحت باهم) یا پیشرفت انفجاری ژاپن که با کمترین گام مثل خورشید خودش رو از کشپرهای عقب افتاده شرقی به ممالک پیشرفته غرب رسوند و از دیر باز مورد الگو برداری ناموفق دیگر کشورهای غربی بود(جنگ یک پله با پای بلند خورشید)
مهمه که هر گونه تفسیری از این سطرها بیان میکنیم حداکثر واژگانش رو در گیر کنه. مثلا در سطر "جنگ یک روزنه با خواهش نور" باید روزنه و نوری یافت که حقیقتا با هم در تضاد و تقابل باشن. مثل روزنه چشم بانور که با شدت و ضعف نور این روزنه تنگ و گشاد میشود. پس بعید نیست شعر رو به فضای خفقان و دوران تنگ نظریهای شاعر حمل کرد که چشمانی تاب خواستن نور و دیدن و دانستن رو نداشتند.

 وب سایت   ایمیل

بررسی تصویر به تصویر «صدای پای آب» سهراب سپهری (6)

فکر می کنم یک جوری واژه ها را با مفهومی که در متن دارند به قول شما درگیر کرده ام. البته از تلمیح کاری استفاده نکرده ام.

در روش من، درگیری ام با متن و واژه هایش جور دیگری است. می بخشید که با سلیقه ی شما جور درنیامده است. امیدوارم دیگران بررسی تصویر به تصویر «صدای پای آب» سهراب سپهری (17) را بخوانند و ببینند با سلیقه ی آن ها چه اندازه جور درمی آید. نظر شما بیش تر مربوط به بخش هفده است نه شش.