پاسخ به نظرات آقای فرزاد اقبال(3)
پاسخ به نظرات آقای فرزاد اقبال(3)
|
|
دوشنبه ۱۰ خرداد۱۳۹۵ ساعت: 1:2 |
توسط:فرزاد اقبال |
|||
|
دو نکته
در خصوص این قسمت صدی پای اب در خور توجهه: |
|||||
پاسخ:
سهراب گفته است:
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب،
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی،
مرد گاری چی در حسرت مرگ.
این بند را با توجه به صنعت ادبی غالب در آن که سهراب خوب و درست و بجا استفاده کرده است معنی کرده ام. فلسفه ی موجود در آن را که به شکل شعر با چرخه ی واژه ها چرخشی داده است با توجه به بضاعت خود بیان کرده ام. امّا منظور شما را از «تلمیح کشف نشده» متوجه نمی شوم. واژه ی چرخ به تنهایی با ذهنیّت خواننده از چرخ و تاریخ اختراع آن و ... نمی تواند «تلمیح کشف نشده» بشود. به فرض مثال، این تلمیح باشد و کشف نشده، بحث تاریخی اش چه کمکی به معنی اش در این شعر می کند؟ حتا تلمیح های واضح تری هست که گاهی خواننده آن ها را کشف نمی کند و یا اگر کشف شان کرد در بررسی اش آن ها را بد به کار می برد. اگر آن ها را کشف نکند و متن را همان طور که هست خوب بفهمد و جزء و کل را در شعر خوب با هم جفت و جور کند موفق تر است.
جمله ی پیش از این بند که خود بند مستقلی است این است:
بند رختی پیدا بود: سینه بندی بی تاب.
شاید در این بند و در بند رخت و سینه بند بی تاب هم تلمیح پنهانی باشد، ولی من مانند خیلی ها از آن اطلاعی ندارم. تلمیح مانند نماد تقسیم بندی ندارد که بگوییم نوعی از آن است که ساخته ی خودِ شاعر است و نوعی هم هست که همگانی است. چیزهایی را که بخشی از زندگی و خاطرات شخصی سهراب است نمی توان تلمیح به حساب آورد. در نقد سنتی متکی به نسخه های متفاوت و بیوگرافی مؤلف و وقایع تاریخی حرف های مستقل از متن برای گره زدن به متن زیاد است. خیلی هایش ممکن است درست باشد حتا با این که ربطی به متن مورد بحث ندارد. خیلی هایش هم ممکن است نادرست باشد با این که می تواند خیلی به متن ربط داده شود. این نوع نگاه به متن برای من در درجات بعدی توجه است. به این که این نوع توجه موردِ توجه خیلی از مخاطب ها نیست توجه می کنم ولی در درجات بعدی توجه.