کدام متن؟ برگردانده یا برنگردانده؟
کدام متن؟ برگردانده یا برنگردانده؟
محمدرضا نوشمند
اغلبِ خوانندگان بیش ترِ آثار ترجمه شده، چه کوتاه و چه بلند، را بدون مقایسه با متن اصلی شان می خوانند و معصومانه آن ها را با همان وضع موجودشان معنی می کنند. اگر هم آگاه یا ناخودآگاه با همان بضاعت موجود خودشان و متن گاهی مرتکب تفسیری شوند تقصیری ندارند. همیشه همه چیز برای خوانش درست متن مهیا نیست. فرض کنید فردی کتاب شاعران نوبل ترجمه ی محمد صادق رئیسی از انتشارات سولار را می خرد و می خواهد با یک کتاب خوب ضمن سفر خودش را سرگرم کند. در هواپیما آن را انگار که دارد تفألی می کند باز می کند و به شعر ذیل که ترجمه ی شعر کوتاهی از رابیندرانات تاگور است می رسد:
اندوه
غمگنانه مگو او دیگر نیست
بل سخاوتمندانه بگو، بود.
مرگ تمایز روشنایی نیست
امّا از چراغ می تراود
چرا که سپیده دمان فرا رسیده است.
خواننده ی وابسته به این متن سرجمع متوجه می شود که «او» همچون «روشنایی» مرگ ندارد و «سپیده دمان» که فرا برسد او هم با آن و یا در آن است. همین قدر از معنی برای خیلی ها کافی است و نسبتاً درست به نظر می رسد. اگر خواننده، همان جا در هواپیما، به منبعی که بتواند متن اصلی را به او نشان بدهد دسترسی داشته باشد خوب است ولی کافی نیست. متن اصلی به زبان انگلیسی است. مشکل اینجاست که اگر او از همان کتاب که آثار برندگان جایزه ی نوبل در آن گردآوری شده است ترجمه ی شعری را بخواند که از زبانی باشد که بلد نیست دیگر پیدا کردن متن اصلی اش هم به دردش نخواهد خورد. به همان متن ترجمه ای باید اکتفا کند و همه ی برداشت هایش را روی همان بنا کند. به فرض مثالِ محال، اگر او زبان همه ی اشعار را از هر زبانی که باشد بلد باشد همیشه فرصت و حوصله اش را نخواهد داشت که تک تک اشعار این کتابی را که بیش از هفتصد صفحه ترجمه ی شعر در آن جمع شده است مقایسه و بررسی کند. من هم حالا حوصله کرده ام و فقط این شعری را که کوتاه است و زبان اصلی اش را بلدم دارم مقایسه می کنم. شما هم متن اصلی را بخوانید و به تفاوت های اساسی اش با ترجمه اش که معنی را متفاوت یا منحرف کرده است دقت کنید:
Say not in grief that she is no more
but say in thankfulness that she was
A death is not the extinguishing of a light,
but the putting out of the lamp
because the dawn has come.
R. Tagore
از «او» که معلوم نیست he است یا she می توان با اغماض بیش تری گذشت تا thankfulness که با «سخاوتمندانه» جور درنمی آید و حتا کاربردی متفاوت با آن را دارد. شاعر می خواهد بگوید که ناراحت نباش که او دیگر نیست. شاکر باش که او پیش از این بود. کسی که قرار است سخاوتمندانه چنین حرفی را بزند در اصل می خواهد منّت سر او بگذارد و این را بگوید. کسی که با سپاسگزاری این را می گوید از خوبی های او ممنون است. کسی که سخاوتمندانه این را می گوید از خودش ممنون است.
Extinguish به معنی ِ distinguish نیست. «خاموشی» با «تمایز» فرق دارد. شاعر می خواهد بگوید مرگ نور را از بین نمی برد و فقط چراغ را خاموش می کند. چراغ هم به این دلیل خاموش می شود که سپیده دم رسیده است و آن نور همه جا را فرا گرفته است. چه چراغ باشد چه نباشد، وقتی سپیده دم هست، فرقی نمی کند. شاعر چرا این حرف را می زند؟ برای این که بگوید چرا از بودن «او» سپاسگزار است. چون، حتا حالا که به ظاهر و به آن شکل جسمانیِ چراغ-مانند نیست، یاد او که زمانی بود همچون نور همچنان هست.
سخن آخر این که، اگر قرار بود با معنی حاصل از ترجمه ها این شاعران جایزه نوبل ادبیات را بگیرند بعید بود چنین امر مهمی رخ بدهد. با نقد و بررسی ترجمه ی یک متن نمی توان به نتیجه ای مشابه با نتیجه ی نقد و بررسی متن اصلی رسید. متن اصلی که خودش برای بررسی با خوانش های متفاوت می تواند همچون «قوز» باشد، خوانشِ ترجمه اش برای چنین کاری «قوز بالا قوز» است و به قول افلاطون سه مرحله پرت تر از اصل.