نامهربانانه ترین زخم

 

 

J. Patrick Lewis

 

The Unkindest Cut

 

Knives can harm you, heaven forbid;

Axes may disarm you, kid;

Guillotines are painful, but

There’s nothing like a paper cut!

عنوان این شعر که در هیچ مصرعی از متنِ آن نیامده است در واقع برگرفته از نمایشنامه ی ژولیوس سزار اثر شکسپیر است. در صحنه ای از این نمایش، مارک آنتونی که مانند فرزند ژولیوس سزار بود پس از این که اطرافیانِ سزار او را با ضربات خنجرشان به قتل رساندند در برابر مردم ایستاده و یک به یک ضربات خنجری را که دوستان سزار بر او وارد آورده و او را ترور کرده اند توصیف می کند. به محل ضربه ی خنجر بروتوس که می رسد می گوید این نامهربانانه ترین ضربه بود زیرا بروتوس از همه به سزار نزدیک تر و صمیمی ترین دوستِ او بود. هنر شکسپیر در این است که با عبارتی که به ظاهر دارای اشتباه گرامری است این حرف را بیان می کند تا خوب روی صفت نامهربانانه تأکید کرده باشد.

پاتریک لوییس با این تلمیح و اشاره می خواهد به نکته ای اشاره کند که در روزگار او مهم تر بوده است. بدون شک چاقوهایی که جان آدم را می گیرند نامهربان اند، و تبرهایی که دست ها را قطع می کنند نیز چنین اند. گیوتین ها که سرها را قطع می کنند قربانی را فقط لحظه ای دچار درد می کنند. آنچه که دردآورتر است ناشی از بدترین ضربه است، و آن ضربه ای است که به پاره شدن نوشته ای منجر می شود. اشاره ی شاعر به گیوتین در حقیقت اشاره ای است به مبارزات فرانسوی ها برای آزادی بیان. لوییس می خواهد بگوید قتل نویسنده یا قطع کردن دستانش به اهمّیّت پاره کردن و قطع کردن و سانسور کردن نوشته اش نیست.