شعر «مهاجران» از پَت مورا

 

Pat Mora

 

Immigrants

wrap their babies in the American flag,

feed them mashed hot dogs and apple pie,

name them bill and Daisy,

buy them blonde dolls that blink blue

eyes or a football and tiny cleats

before the baby can even walk,

speak to them in thick English,

hallo, babe, hallo.

whisper in Spanish or Polish

when the babies sleep, whisper

in a dark parent bed, that dark

parent fear, “Will they like

our boy, our girl, our fine american

boy, our fine american girl?

1986

شصت و شش سال بعد از شعرِ «مهاجران» رابرت فراست، خانم پَت مورا شعر «مهاجران» خودش را نوشت.  شعر او دارای ویژگی های نوشتاری خاصّی ست که ترجمه اش از ارزش ادبی اش خواهد کاست؛ در ضمن، خواننده ی ترجمه از قصد شاعر دور خواهد شد و مانند خواننده ی متن انگلیسی نخواهد توانست منظور شاعر را از پیوند ناگسستنی شکل و محتوای شعرش درک کند. به ناچار، به معنی ظاهری و نسبی اش اکتفا می کند.   

پَت مورا عنوان شعر را جوری در ابتدای شعر قرار داده است که بتواند نقش فاعلِ همه جمله های شعر را ایفا کند. به همین دلیل است که تمام خطوط شعر برخلاف روش رایج در نگارش شعر در زبان انگلیسی به جای این که با حرف بزرگ شروع شود با حرف کوچک شروع شده است.

خانم پَت مورا که مکزیکی-آمریکایی و به اصطلاح دو ملیّتی است سعی کرده است جوری واژه ها را بنویسد که بتواند ته لهجه ی غلیظ مهاجرانِ مکزیکی را هنگام صحبت به زبان انگلیسی نشان بدهد.  برای معرفی پسر و دختری که در آمریکا از پدر و مادری غیر آمریکایی متولد شده اند واژه ی آمریکایی را استفاده می کند امّا به جای حرف بزرگ آن را با حرف کوچک شروع می کند تا معنی تحقیر را با شکل واژه اش نیز نشان بدهد. شاعر می گوید:

مهاجران نوزادان شان را در پرچم آمریکا می پیچند، به آن ها پوره ی هات داگ و کیک سیب می دهند تا بخورند. نامشان را بیل و دِیزی می گذارند. برای دخترشان عروسک هایی با موی طلایی می خرند که با چشم های آبی شان چشمک می زنند و برای پسرشان توپ فوتبال و کفش میخ دار فوتبال می خرند حتی پیش از آن که راه رفتن را بلد شده باشند. با انگلیسیِ شکسته بسته ای با بچّه هایشان حرف می زنند: «هالُو، بای بی، هالُو.» هنگامی که بچّه ها در خوابند، به زبان اسپانیایی یا لهستانی آرام پچ پچ می کنند، در بستر تاریک خودشان، با اضطراب پدرانه و مادرانه شان پچ پچ می کنند و می پرسند: «آیا آن ها پسر ما، دختر ما، پسر خوب آمریکاییِ ما، دختر خوبِ آمریکایی ما را دوست خواهند داشت؟»

 

علّتِ اضطرابِ والدین که حالا به استفهام انکاری تبدیل شده این است که می دانند اگر هم آمریکایی هایی باشند که با آن ها صمیمی شوند اندیشه ی غالب و فرهنگ ناشی از آن در جامعه شان این است که مهاجران خودی حساب نمی شوند. عبارت های «دختر خوبِ آمریکایی» و «پسر خوب آمریکایی» کنایه آمیز است برای این که این والدین می دانند هر قدر هم دختر و پسرشان خوب باشند از نظر آمریکایی ها و حتی از نظر خیلی از مکزیکی ها آمریکایی به حساب نمی آیند. حساب حساب است و کاکا برادر!