به من چه مربوط است؟

از ابوالقاسم حالت

 

نگاهداری ایران به من چه مربوط است؟

امور کشور ساسان به من چه مربوط است؟

قلمرو من از ایران به غیر تهران نیست

ملایر و قم و کاشان به من چه مربوط است؟

برای بنده همین نام کدخدا کافی است

امور این ده ویران به من چه مربوط است؟

به کاردانی اسلاف خویش معترفم

ولی لیاقت ایشان به من چه مربوط است؟

ز من گرفتنِ مازاد گندم آید و بس

گرسنه ماندن دهقان به من چه مربوط است؟

از این الاغ مرا قصد جز سواری نیست

تهیه ی جل و پالان به من چه مربوط است؟

کبابِ برّه بده، رانِ گوسفند بیار

حدیث گلّه و چوپان به من چه مربوط است؟

 

ابوالقاسم حالت این شعر را در سال 1323 در مورد آنچه که در چند سال نخست حکومت محمد رضا پهلوی بر ایران می گذشت نوشت. متن شعر در واقع حرف هایی است که از زبان محمد رضا پهلوی دارد بیان می شود. این حرف ها واکنش شاه را که  بی تفاوتی محض است نسبت به امور مملکت نشان می دهد. ابوالقاسم حالت او را کدخدایی می بیند که با عنوان کدخدایی اش خوش است و برایش مهم نیست اگر ده اش ویران شود. چون می دانستم نخستین سرود جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب بر اساس شعری از ابوالقاسم حالت بود فکر کردم این شعر طنزهم به منزله ی سرودی از جانب شاعر برای ایرانِ زمانِ شاه است.  می شود گفت که هر شاعری برای هر دوره ای سرودی برای وطن اش می سراید. نخستین سرود جمهوری اسلامی ایران که شعرش از ابوالقاسم حالت و آهنگ محمد بیگلری پور بود تا سال 1371 استفاده می شد؛ امّا، از آن پس به دلیل زمان طولانی اش، سرودی بر اساس شعر ساعد باقری  و با آهنگ دکتر حسن ریاحی جایگزین اش شد. شعر ذیل متن سرود «پاینده باد ایران» از ابوالقاسم حالت است:

شُد جمهوری اسلامی به پا

که هم دین دهد هم دنیا به ما

از انقلاب ایران دِگر

کاخ ستم گشته زیر و زِبَر

تصویر آینده ی ما،

نقش مراد ماست

نیروی پاینده ی ما،

ایمان و اتحاد ماست

یاریگر ما دست خداست

ما را در این نبرد او رهنماست

در سایه ی قرآن جاودان

پاینده بادا ایران



آزادی چو گل ها در خاک ما

شکفته شد از خون پاک ما

ایران فرستد با این سرود

رزمندگان وطن را درود

آیین جمهوری ما

پشت و پناه ماست

سود سلحشوری ما

آزادی و رفاه ماست

شام سپاه سختی گذشت

خورشید بخت ما تابنده گشت

در سایه ی قرآن جاودان

پاینده بادا ایران

 

امّا، نکته ی اصلی که می خواهم بگویم این است که ابوالقاسم حالت شعری دارد که سرود ماندگار چندین نسل شده است. شعر «ای مادر عزیز که جانم فدای تو» سال هاست که سرود خوش آهنگ ورد زبان دانش آموزان دوره ی ابتدایی است. ابوالقاسم حالت در توصیف عشق به مادر عباراتی را استفاده کرده است که معمولاً سربازها در شعارها و سرودهای فداکاری هایشان در راه «مام وطن» به زبان می آورند.

ای مادر عزیز که جانم فدای تو

قربان مهربانی و لطف و صفای تو

هرگز نشد محبت یاران و دوستان

هم پایه محبت و مهر و وفای تو

مهرت برون نمی رود از سینه ام که هست

این سینه خانه تو و این دل سرای تو

ای مادر عزیز که جان داده ای مرا

سهل است اگر که جان دهم اکنون به پای تو

خشنودی تو مایه خشنودی من است

زیرا بود رضای خدا در رضای تو

گر بود اختیار جهانی به دست من

می ریختم تمام جهان را به پای تو