این آموزش بیمار است(15)
این آموزش بیمار است(15)
حکایت 15
یکی را از بزرگان ائمه پسری وفات یافت. پرسیدند که بر صندوق گورش چه نویسیم؟ گفت: آیات مجید را عزت و شرف بیش از آن است که روا باشد بر چنین جایها نوشتن که به روزگار سوده گردد و خلایق بر او گذرند و سگان بر او شاشند، اگر به ضرورت چیزی همی نویسند این بیت کفایت است:
وه ! که هر گه که سبزه در بستان
بدمیدی چو خوش شدی دل من
بگذار ای دوست تا به وقت بهار
سبزه بینی دمیده از گل من
سعدی به عمد ابیاتی را که از زبان آن امام جماعت مسجد نقل می شود تا بر سنگ گور فرزندش نوشته شود جوری و با کلماتی نوشته است که خیلی معمولی باشد تا جایی که حتی ارزش ادبی چندانی ندارد که قابل بحث باشد. فقط از این نظر قابل بحث است که خیلی پاخورتر از دو بیت زیر است که معمولاً روی اعلامیه های مجالس ختم دیده می شود:
گلچین روزگار عجب با سلیقه است
می چیند آن گُلی که به عالم نمونه است
هر گل که بیشتر به چمن می دهد صفا
گلچین روزگار امانش نمی دهد
اگر در این دوبیت منظور اصلی از «گلچین روزگار» خداوند متعال باشد که حیات و ممات همه به اراده ی اوست، به قول امام جماعتِ سعدی پا گذاشتن بر روی آن اشکال دارد. ابیاتِ سعدی تا این اندازه مشکل ساز نیست، حتی واژه ی «دوست» مشخص است که به هم نوعی برمی گردد که روزی به سرنوشت این میّت دچار می شود.
سعدی در بازی با واژگانی که در اشعار گوناگون خیلی پاخورده و نخ نما شده اند خیلی هوشیارانه عمل کرد تا به فتوای آن امام جماعت درست عمل کرده باشد.
امّا، این بخش از حکایت ربط مستقیمی به بحث تربیت ندارد. بحث اصلی روی حرمت قرآن مجید است. یا باید مردم فرهنگی داشته باشند که حرمت آن را همه جا نگه دارند، یا اینکه فقط باید در جاهایی مانند مسجد از آن استفاده شود که تقریباً همه ناچارند به آن بی احترامی کنند. بد است آدم از زیر قرآن رد شود و به سفر معصیت و خیانت برود.
از سنگ قبر آن جوان مرحوم می خواهم توجه شما را به نوشته های تابلوهای مؤسسات آموزشی گوناگون، دولتی و غیردولتی، جلب کنم که هر کسی که وارد این مکان های ارجمند و محترم می شود باید از زیرشان عبور کند. از آرم جمهوری اسلامی ایران گرفته تا اسامی مقدس و مشهوری که معرف آن ها هستند همگی حرمت دارند. باید حرمت شان مراعات و حفظ شود. کسی نمی گوید که دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی باید به پای علامه طباطبایی برسد و استاد این دانشگاه باید در مقام و کرامت همتای آیت الله قاضی باشد. حتی اگر کسی دانشجو و یا استاد شاغل در دانشگاهی بی نام و نشان باشد، خودش که نام و نشان دارد؛ باید حرمت نام «دانشجو» و «استاد» را حفظ کند.