این روزها و روزهای معلم
این روزها از در و دیوار برای معلم ها محبت می بارد. الحمد لله امسال دیگر خشک سالی ندارند. فقط خدا کند که این باران تبدیل به سیل نشود.
این روزها محبت به فرهنگیان خیلی چرب و چیلی است. خدا کند چربی خون شان بالا نرود.
این روزها جای معلم ها را با بچّه ها عوض کرد ه اند و زیادی آنها را ناز می دهند؛ ناز دادن زیادی هم خوب نیست، بچّه را لوس می کند!
این روزها که روز پرستار و روز کارگر و روز معلم بدجوری در تعقیب یکدیگر بودند، هر سه شغل در وجود آنها طوری ادغام شد که هر سه گروه سه شغله شدند. به پرستارها می گفتند شما جدای از اینکه پرستار هستید، در تلاش شما کارگری و در گذشت شما معلمی را می شود دید. به کارگرها می گفتند که شما جدای از اینکه کارگر هستید، در دلسوزیِ شما پرستاری و در آینه ی عبرت بودن شما جلوه ی معلمی را می توان نظاره کرد. و به معلم ها می گفتند که پرستاری در ذات شغل شماست؛ ولی عیب نیست گاهی خودتان را به کارگری می زنید؟ ! خدا کند اینها را به دلیل چند شغله بودن بیکار نکنند.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 21:1 توسط Mohammad Reza Nooshmand
|