دنیای دیوانه ی دیوانه
این روزها دنیا بدجوری ما را به خودش مشغول کرده است؛ بعضی که هم دنیا را می خواهیم و هم آخرت را، نمی دانیم چطور هر دو را با هم بخواهیم که هیچکدام شان را از دست ندهیم. بعضی که دنیا را برای آخرت می خواهیم از آن دسته ای هستیم که دکتر شریعتی می گفت «پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند،» و شیخ با چراغ تمام شهر را دنبال شان می گشت. بعضی هم که بر پیشانی مان نشان آخرت است، دست مان را پشت نگاه داشته ایم که کسی نبیند که چه نشانی از دنیا بر آن نقش بسته است.
بعضی بدجوری دست و پایمان را در این تشویش گم کرده ایم، طوری که با دست راه می رویم و با پا غذا می خوریم. ببینید چگونه فردی پرسش نامه ی زیر را که معلو م نیست مربوط به چیست پر کرده است. شاید برای این است که میخواهد پروژه ی ساخت تیمارستانی را به او واگذار کنند و کسی او را دست انداخته و گفته است اگر خودش را به دیوانگی بزند او را شایسته ی انجام آن خواهند یافت. ببینید چطور او با عصای قلم با دست راه می رود و اُمید دارد پایش به سفره ی دیگری هم باز شود. بیچاره از دستپاچگی بعضی را عوضی نوشته است، بعضی را جا بجا، و بعضی را ناقص. شخصیت ما را گاهی ضمیر ناخودآگاه ما بهتر معرفی می کند:
نام: مهندس
نام خانوادگی: ایران
نام پدر: حاج آقا
شماره ی شناسنامه: 20 سال
محل صدور: دانشکده ی فنی
تابعیت: اداری
مذهب: پیمانی
رشته ی تحصیلی: تکمیل ظرفیت
محل تحصیل: فضای آزاد
نوع پذیرش: هوایی
شغل: اسلام
نوع استخدام: شبانه
میزان درآمد: 3-138573-354
وضعیت تأهل: تعهد خدمت
شغل همسر: مهریه داری
تعداد فرزندان: 500000 تومان معادل پنج میلیون ریال
وضعیت نظام وظیفه: متأهل
تألیفات: 2 تا، یکی دختر، یکی پسر
وضع مسکن: آستامینوفن کدئین دار
محل سکونت : استان: همجوار شهرستان: شهیدپرور خیابان: انقلاب
کوچه: آزادی بن بست : فرهنگی پلاک: 88 456 د 87 تلفن تماس: ایرانسل