زنگ انشا از سلمان هراتی
زنگ انشا
سلمان هراتی
ساعت انشا بود
و چنین گفت معلم با ما:
بچه ها گوش کنید
نظر من این است
شهدا خورشیدند
مرتضی گفت: شهید
چون شقایق سرخ است
دانش آموزی گفت:
چون چراغی است که در خانه ی ما می سوزد
و کسی دیگر گفت:
آن درختی است که در باغچه ها می روید
دیگری گفت: شهید
داستانی است پر از حادثه و زیبایی
مصطفی گفت: شهید
مثل یک نمره ی بیست
داخل دفتر قلب من و تو می ماند
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 22:56 توسط Mohammad Reza Nooshmand