آبِ زیر کاه
این روزها من هم دارم توانایی های بازیگری ام را تقویت می کنم و بیش تر به کار می گیرم. من هم گاه و بی گاه بازی می کنم، ولی نه به خوبی بعضی ها. یک زمانی فکر می کردم دیگران از من مسلمان ترند، بعد که خوب تو کوکشان رفتم و زیر و زبرشان را خواندم دیدم که آنها فقط از من هنرپیشه ترند. تعجبی ندارد که سینمای ایران و بازیگران آن در دنیا در این چند سال اخیر همه ی فارغ التحصیلان آکادمی های سینما و هنر را انگشت به دهان گذاشته است. برای این که در میان مردمی که از اول صبح تا آخر شب با ریاکاری و نقش بازی کردن زندگی می کنند، باید هم هنرپیشه هایی فوق ستاره ظهور کنند. ما آن قدر در کوک نقش هایمان هستیم که حتی وقتی در خوابیم و داریم خواب می بینیم، نقش ما از ما جدا نمی شود. باز هم می بینیم که داریم جا نماز آب می کشیم. زیگموند فروید اگر می خواست تعبیر رؤیا هایمان را بنویسد دیوانه می شد. فیلسوفی می گفت که تا پیش از معرفی ضمیر ناخودآگاه از سوی فروید، سازمانهای جاسوسی تا این حد مردم را زیر ذره بین نمی بردند. همه فکر می کردند که آدمها همین هایی هستند که ظاهرشان نشان می دهد. ولی وقتی فروید آمد و گفت که هر کدام از آدمها چندین برابر آنچه را که در ظاهر دارند موذیانه یا ناخودآگاه در خود پنهان کرده اند، سازمانهای جاسوسی در سراسر دنیا به این نتیجه رسیدند که آدمها فقط بخشی از وجودشان را که مانند کاه سبک است و بالا می ماند نشان می دهند و بقیه ی وجودشان همان «آبِ زیر کاه» است. پس لازم دیدند که با کمک روانشناسی، علمی تر امور مردم را مورد تجسس قرار دهند. فکر نکنید که از موضوع اصلی ام یعنی هنرپیشگی ما در این روزها منحرف شده ام، نه. می خواهم بگویم که با ارتقاء کیفیت هنرپیشگی ما، حالا دیگر روانشناسها نمی توانند به سازمانهای جاسوسی کمک کنند تا از آدمها حرف بکشند؛ برعکس، این سازمانهای جاسوسی اند که باید اطلاعات بسیار ظریفی را که از لحظه لحظه ی زندگی آدمها دارند در اختیار روانشناسها بگذارند تا آنها ببینند که در پشت این نقاب لبخند کمدی و اخم تراژدی چهره ی حقیقی آنها چه شکلی است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 7:2 توسط Mohammad Reza Nooshmand
|