دنیای پسندیده و ناپسند
یکی از جمله ی بزرگان دین گفته که: این زر و سیم و انواع مال نه عین دنیاست که این ظروف و اَوعیه ی (ظروف) دنیاست. همچنین حرکات و سَکنات و طاعات بنده نه عین دین است که آن ظروف و اَوعیه ی دین است. دین جمله سوز و درد است، و دنیا جمله حسرت و باد سرد است. قارون آن همه زر و سیم و انواع اموال که داشت مکروه نبوده، باز چون از او حقوق حق تعالی طلب کردند امتناع نمود، حقوق حق بِنَگُزارد. آن کشش دل او به جانب زر و سیم و اموال دنیا مکروه بود.
ای بسا کسا که دانگی در خواب ندید، و فردا فرعون اهل ِ دنیا خواهد بود، که دل او آلوده ی حرص دنیاست. و ای بسا کسا که اموال دنیا در مِلک او نهادند و فردا دل خویش باز سپارد که داغی از این دنیا بر وی ظاهر نَبُوَد. سرانجام مرد دین دار ِ دنیاگذار این است که در آخر سوره گفت: «وجوهٌ یَومئِذٍ مُسفَرةٌ. ضاحِکةٌ مُستبشِرَة.» (سوره ی عبس، آیات 39-38: رویهاست آن روز نازان و روشن، و خندان و شادان.) و عاقبت کار دنیادار ِ دین گذار آن است که گفت: « وجوهٌ یَومئِذٍ عَلیها غَبَرةٌ. تَرهَقُها قَتَرةٌ. اولئِک هُم الکَفَرةُ الفَجَرة.» (وره ی عبس، آیات 42-40: و رویهای است آن روز گردآلود. تاریکی خاک و سیاهی بر آن نشسته. ایشانند آن ناگرویدگان بدکردان- بدکرداران.)
از رشیدالدّین میبدی