قهوه ی تلخ و علی حاتمی
قهوه ی تلخ و علی حاتمی
علی حاتمی در سینما به ساختن فیلم های تاریخی و نیز انتخاب دیالوگ ها و زبان ِ مناسب با موضوع و شخصیتِ اشخاص داستانش مشهور است. در قهوه ی تلخ فرد بسیار مسنّی که در کاخ برای خودش کمال الملکی است و با بوم و قلم سروکار دارد، برای رسیدن به زبانی متفاوت از دیگران و شاید فاخرتر، یک «یای» مشدّد و حشو به همه ی افعالی که به کار می برد اضافه می کند. مثلاً به جای گفتن «نقاشی می کشم»، می گوید «نقاشی می کشیّم». زن های اندرونی جهانگیرخان نیز که به تقلید از فیلم های تاریخی و زبان گفتاری آنها سعی می کنند بسیار رسمی صحبت کنند، گاه گاهی وقتی از کوره در می روند، زبانشان به حالت عادّی برمی گردد تا بیش تر روی نقش بازی کردن آنها تأکید شود. انتخاب لهجه ی مشهدی برای برزوخان که ادعا می کند بچّه ی تهران است به گونه ای و نیز کاربرد مکرر واژه ی پدرسوخته توسط مسئول نظمیه که شخصیت کلیشه ای رضاخان و بازجوهای رضاخانی را در فیلم های دیگر نشان می دهد به گونه ای دیگر، استفاده از زبان در فیلم های دیگران را به نقد می کشد. ( انگار که شنیدن جمله ی «پدر سوخته می دهم پدرت را دربیاورند،» می تواند معرف زورگویی و ستم یک شخص قلدر در یک فیلم تاریخی باشد. در حالی که در تاریخ بسیاری از قلدرها با زبان خوش می دهند پدر مخالفانشان را دربیاورند.)
استفاده از «نظیره ی تمسخر آمیز» در یک اثر هنری که با گوشه و کنایه هایی آثار برجسته ی دیگر را در دل خود جای می دهد و به چالش می کشد، با این که از تکنیک های برجسته در فیلم های طنز است ولی بیش تر مورد استقبال و درک آنهایی است که با آن آثار مورد نظر آشنا باشند. گم شدن جواهر در قصر و غذا خوراندن به فرد محکوم به مرگ از صحنه هایی است که در کمال الملک که تاریخ را با زبانی شاعرانه، ولی جدّی می خواهد به تصویر بکشد وجود دارد.