قهوه ی تلخ و غیبت مهره ای به نام «بی شاپ!!!»

لوییس کارُل در داستان «آلیس در گذر از آینه» وقتی می خواست همه ی مهره ها را روی صفحه ی شطرنج بچیند و آلیس را در صف  پیاده ها بگذارد و با یک بازی طنز شاه و ملکه و رُخ و همه ی سوارها را به بازی بگیرد، متوجه شد که با اوضاع و احوال زمانه اش نمی تواند از مهره ای که ما به آن «فیل» می گوییم و با وجود هیکل گنده اش از بعضی ها بی آزارتر است و انگلیسی ها به آن «بی شاپ» یعنی «اُسقُف» می گویند و برای خودش در کلیسا مقامی و در دربار شاه بروبیایی دارد استفاده کند. لوییس کارول با مهارت داستانش را طوری نوشت که کسی متوجه غیبت این مهره در میدان بازی اش نمی شود. در تاریخی که قرار است مهران مدیری روایت کند و برخلاف منابع دیگر طبق ادعای اثرش قرار هم نیست دروغ تحویل مردم بدهد، بناچار نقش چنین  مهره ی گمشده ای را انگار نُستراداموس دارد بازی می کند.