فرق معجزت و کرامت

از کتاب لطایفی از قرآن کریم

فرق میان معجزه و کرامت آن است که بر پیغامبر واجب است به قطع دعوی نبوّت کند و خلق را دعوت کند و اظهار معجزت کند، و بر ولیّ واجب است که کرامت بپوشد و قطعی دعوت ولایت نکند و دعوت خلق نکند، و جایز دارد که آنچه بر او می رود مَکر است... اما اگر در احایین چیزی از آن کرامت بر اهل خویش اظهار کند روا باشد. لکن نه همه وقت این کرامت به اختیار ولی باشد، فَقَد یَحصُل باختیاره و دُعائه و قَد لا یَحصُل، و قَد یَکونُ بغَیر ِ اِختیاره فی بعض الاوقات( گاه به اختیار و دعای ولیّ کرامت حاصل شود و گاه حاصل نشود، و در بعضی اوقات ظهور کرامت به اختیار او نیست.) به خلاف معجزه که به اختیار نبی باشد و درخواست او. و روا نباشد که پیغامبر نداند که پیغامبر است، و روا باشد که ولیّ نداند که ولیّ است. و پیغامبر را معجزت ناچار است و واجب، که وی مبعوث است به خَلق، و خلق را حاجت است به معرفت و صدق وی، و راه صدق وی معجزت است، به خلاف ولیّ که بر خلق واجب نیست که بدانند که او ولیّ است و نه نیز بر ولیّ واجب است که بداند که ولیّ است. امّا شرط ولیّ آن است که بسته ی کرامت نشود، طالب استقامت باشد نه طالب کرامت... و این استقامت که از کرامت مِه است آن است که توفیق طاعت بر دوام رفیق وی باشد و بر ادای حقوق و لوازم بی کَسِل مواظب باشد و از معاصی بپرهیزد، و مخالفت از هیچ روی به خود راه ندهد، و بر عموم احوال و اوقات شفقت از خلق بازنگیرد، و در دنیا و آخرت هیچ کس را خصمی نکند، و بار همه بکشد و بار خود بر هیچ کس ننهد...

امّا جوانمردان طریقت و سالکان راه حقیقت، در بند کرامات نشوند و آرزوی آن نکنند، زیرا که کرامتِ ظاهر از مَکر ایمن نَبُوَد و از غرور خالی نباشد...

شیخ الاسلام انصاری گفت: «حقیقت نه به کرامت می درست شود(درست می شود،)  که حقیقت خود کرامت است. از کرامات مُکرم باید دید و از عطا مُعطی. هر که با کرامات بنگرد او را به آن باز گذارند، هر که با عطا گراید از معطی باز ماند.»

 

 برگزیده از کشف الاسرار و عُدّة الابرار از رشیدالدّین میبدی با مقدمه و توضیحات دکتر محمد مهدی رکنی