امان از بی زبانی!
این روزها، یکی از ایرادهای بعضی از مسئولان، انگلیسی بلد نبودن شان است؛ و در عوض، یکی از خوبی های اکثر ایرانی ها هم همین انگلیسی بلد نبودن شان است. در و تخته این جوری با هم بهتر جور در می آیند. بدون شک هنگامی که مدیر و مدبری در امورات گردشی و ورزشی و منشورات اخلاقی و اصلاحی می گوید که ورزشکاران ما باید از ورزشکاران ممالک دیگر «ژیگولوتر» باشند نمی داند که معنی «ژیگولو» چیست و به چه کسی در آن ولایاتِ بی ولایت «ژیگولو» می گویند که یک «تَر» هم به آن اضافه کرده است که ما از همه جای دنیا در این مورد جلو زده باشیم. متأسفانه، من می دانم «ژیگولو» به چه کسی می گویند. به مردهای فاحشه در آن بلادی که مانند ما همه چیزشان مبتذل نیست و فقط بعضی چیزهاشان و بعضی افرادشان مبتذلند «ژیگولو» می گویند. آدم «ژیگولو» برای خود آنها یعنی آدم مبتذل!این گونه افراد در آن جور جاها برای خودشان دلال هایی و مؤسساتی دارند که برای آنها کارچاق کنی می کند، و با ارائه ی آلبومی به مشتری ها که خانم های ژیگولو پسند هستند هر کدام از آنها را با صفت «ژیگولوتر از همه» سعی می کند با قیمت خوب و پورسانت مناسب به آغوش شان بیندازد. این حرفها را شما از من نشنیده بگیرید. گاهی بد نیست آدم خیلی چشم و گوش بسته باشد!
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 21:38 توسط Mohammad Reza Nooshmand
|