Suspense
داستان و ماجرا را براي سرگرمي خوانندگان تنوري و داغ نگه داشتن است. نويسنده با مهارت جوري عناصر داستان را مي چيند كه هميشه علامت سؤالي سر راه خواننده باشد تا داستان را دنبال كند كه به جوابش برسد. در عالم سياست هم بعضي ها براي گرم نگه داشتن بازار تبليغات خود از چنين تعليق و هول و ولائي استفاده مي كنند. مثلاً سياستمداري كه براي جلب توجه هواداران و تهديد مخالفان مي گويد اگر باز هم مرا انگولك كنند چيزهايي را كه مي دانم افشا مي كنم مي خواهد هواداراني را كه دلسرد از همراهي او شده اند دوباره با كنجكاو كردن آنها به دنبالش بكشد، و مخالفاني را كه قبلاً خود موافق آنها بوده كنجكاو كند كه از ميان آن همه با هم بودن ها و بگير ببندها و بريز بپاش ها و برو بيا ها و بخوربخورهايي كه از نظر او بوده و از نظر اين ها خيالي بيش نبوده كدامها را مي خواهد افشا كند كه خودش هم پايش گير نباشد. درعالم سياست اين گونه مانورها يك بدي اش اين است كه ديگر كهنه شده و مردم گوش شان از اين هول ها و مخالفان توپ شان در برابر اين تكانها پر است. بدي ديگرش اين است كه برخلاف ادبيات، در سياست اين گونه تعليق ها بسيار ناشيانه انجام مي شود. در ادبيات نويسنده جوري داستان را نقل مي كند تا نشان بدهد كه به عمد خوانندگان را از اطلاعاتي كه سرّي است محروم نكرده است، بلكه شرايط و نحوه ي پيشرفت داستان آن چه را كه خواننده نياز دارد تا زودتر به پاسخ سؤالاتش برسد در اختيارش قرار نمي دهد. در يك داستان خوب چندين عامل به موازات هم پيش مي روند تا پرده از رازي برداشته شود، در يك سياست بد، يك نفر صندوقدار همه ي اسرار و امانات است و با سكوت و يا نبودِ او بنظر مي رسد كه نه خاني آمده است و نه خاني رفته است.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 22:6 توسط Mohammad Reza Nooshmand
|