نوعي كنايه كه در آن با زبان مجازي تغيير نامي صورت مي گيرد و به جاي موردي خاص به جنبه ويا  مورد عامي از آن اشاره مي شود و براي عاقل همين يك اشاره كافي است تا بداند كه اصل مطلب چيست. در عالم سياست كاربرد زيادي دارد. در خطر بودن تاج در حقيقت كنايه از در خطر بودن سلطنت و شاه است وگرنه هيچ كس با تاجي كه سري زير آن نباشد كاري ندارد. گاهي بعضي ها به جاي اين كه از مورد خاصي نام ببرند، با پرداختن به جنبه ي عام تري خودسانسوري  و يا گاهي همين جوري براي خودشان خود شيريني مي كنند تا هم هواي آن مورد خاص را داشته باشند و هم آن مورد خاص در روزمبادا آنها را فراموش نكند. مثلاً فردي كه برخي حرفها را حرفهاي «مَگو» مي نامد و مي گويد اگر گفته شود «مصالح مملكت» به خطر مي افتد، منظورش «مصالح ساختماني » كه نيست. با استفاده از اين عبارت عام نمي خواهد بگويد كه درواقع آن اسرار مگو به مصلحت برخي افراد خاص نيست.