Hubris
«هيوبريس » غرور بيش از حد قهرمان تراژدي است كه نمي خواهد اشتباهات خود را قبول كند و پند بزرگان را بپذيرد و تغيير رويه دهد. در نمايش «آنتيگونه» نوشته ي سوفكلس، «كرئون» پادشاه سرزمين «تبس» كه قانون خدايان را ناديده گرفته و خود بر اساس تمايلات خود قانونگذاري كرده است نمي خواهد بپذيرد كه همه ي نشانه هاي موجود در جامعه حاكي از پايان حكومت اوست. او كار را به جايي رسانده است كه حتي به مرده هم رحم نمي كند و برخلاف دستور خدايان كه دفن همه ي مردگان را- چه دوست باشند و چه دشمن- پسنديده مي داند، دستور مي دهد كه از برادران آنتيگونه آن يكي را كه در جنگ همراه او بود با افتخار و تشريفات دفن كنند، و جنازه ي آن ديگري را كه فرمانده نيروهاي دشمن بود آن قدر روي زمين بگذارند تا بو بگيرد و طعمه ي لاشخورها شود. غرور او اجازه نمي دهد كه چشمانش را خوب باز كند و ببيند كه شروع فروپاشي حكومتش از خانه ي خودش شروع مي شود. پسرش كه دلبسته ي آنتيگونه است اوليّن نشانه ي فروپاشي حكومت او را كه از همپاشيدگي خانواده ي حاكم است با خود مي آورد. كرئون آنتيگونه را كه تلاش كرده است تا جسد برادرش را دفن كند به مرگ محكوم مي كند، و پيشگويي «تيرزياس» را كه غايتِ قانون غلط او را خشم خدايان و مرگ خودش مي داند باور نمي كند. او دل خوش كرده است كه نماينده ي خدايان در روي زمين است و حكم او حكم خدايان نيز محسوب مي شود. غرور قهرمان تراژدي مرگ او را به دنبال خواهد داشت.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم تیر ۱۳۸۹ ساعت 9:13 توسط Mohammad Reza Nooshmand
|