اين روزها رسم شده است آن آدمهايي را كه آن روزها بهشان اهل دنيا و مال دوست و پول پرست مي گفتند، اقتصادي و اهل حساب به حساب بياورند، امّا اهل چه حسابي و بر اساس چه كتابي؟  كتاب قرآن كه زياد روي اهل حساب بودن انسان حساب نمي كند. دليلش مشخص است. انسان كه نافش را به نسيان بسته اند، فراموشكار است. آدم فراموشكار زود همه ي محاسبات و حرف حسابها را از ياد مي برد و بايد مدام همه چيز را به او يادآوري كرد، راه نجات انسان از نسيان «ذكر» است. انسان بر اساس اصول حسابداري خود دست به حساب بازي و فاكتور سازي و جعل سند مي زند و با اين كارها معمولاً يك لايه ي ريايي روي همه ي حسابهايي خدايي مي كشد. سوره ي عنكبوت اين پرده ي سست را با اين سؤال پاره مي كند كه:

ا حسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم‏»، به حال خود رها می‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟!( 2 / عنكبوت)

البته آدمها وقتي فهميدند هميشه آزمايش و امتحاني در كار است تقلب را كه واحد عملي توجيه است اختراع كردند. قرآن اعتقاد دارد كه اين گونه آدمها اهل فكر و تدبيرند، ولي مي گويد خدا مرگش بدهد با ايتن طور فكر كردنش! به آيات زير از سوره مدثر توجه كنيد:

انه فکر و قدر (18)

فقتل کيف قدر (19)

ثم قتل کيف قدر (20)

ثم نظر (21)

ثم عبس و بسر (22)

ثم ادبر و استکبر (23)

تدبيري كه آخرش به تكبر ختم شود فقط با ماشين حسابهاي ساخت  انسان پاسخ درست و قابل قبولي دارد. امّا، آيا انسانها از اين چرتكه هاي آپگريد شده و به روز شده  مي خواهند در يوم الحساب در برابر كسي كه سريع الحساب است؟ - خير.  براي اين كه اين گونه انسانها به چنين روزي اصلاً و ابداً اعتقادي ندارند و فقط براي مردم فريبي از آن نامي مي برند. سؤال قرآن از انسان در اين مورد اين است كه:

ا يحسب الانسان الن نجمع عظامه

آیا انسان می‏پندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟! (3 / قيامت)

جواب اين سؤال، هم از جانب چنين انسانهايي مشخص است كه در قلب شان مي گويند: بله، چنين چيزي امكان ندارد؛ و هم جواب مدعي مشخص است كه مي گويد:

بلي قادرين علي ان نسوي بنانه

آری قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم! (4 / قيامت)

امّا انسان اين حرفها را به گوش ظاهر مي شنود و شايد مي پذيرد، و به گوش باطن رد مي كند و زير پا مي گذارد كه  محاسباتش نشان مي دهد برايش قيامت چيز ديگريست.

يحسب ان ماله اخلده

او گمان می‏کند که اموالش او را جاودانه می‏سازد! (3 / همزه)

با مطالعه اي روي وا‍ژه ي حساب  و كاربردهاي آن در قرآن شايد تا حدودي با بدحسابي هاي خودمان آشنا بشويم. تنها جايي كه در آن واقعاً «حساب حساب است و كاكا برادر» همان جاست؛ براي اين كه دست انسان از دفتر محاسبات الهي كوتاه شده است. ابلاغ پيام با كسي و حساب  و كتابش با كس ديگريست:

عليک البلاغ و علينا الحساب

تو فقط مامور ابلاغ هستی; و حساب (آنها) برماست. (40 / رعد)