اهل حساب و اهل کتاب امروزی
ا حسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها میشوند و آزمایش نخواهند شد؟!( 2 / عنكبوت)
البته آدمها وقتي فهميدند هميشه آزمايش و امتحاني در كار است تقلب را كه واحد عملي توجيه است اختراع كردند. قرآن اعتقاد دارد كه اين گونه آدمها اهل فكر و تدبيرند، ولي مي گويد خدا مرگش بدهد با ايتن طور فكر كردنش! به آيات زير از سوره مدثر توجه كنيد:
انه فکر و قدر (18)
تدبيري كه آخرش به تكبر ختم شود فقط با ماشين حسابهاي ساخت انسان پاسخ درست و قابل قبولي دارد. امّا، آيا انسانها از اين چرتكه هاي آپگريد شده و به روز شده مي خواهند در يوم الحساب در برابر كسي كه سريع الحساب است؟ - خير. براي اين كه اين گونه انسانها به چنين روزي اصلاً و ابداً اعتقادي ندارند و فقط براي مردم فريبي از آن نامي مي برند. سؤال قرآن از انسان در اين مورد اين است كه:
ا يحسب الانسان الن نجمع عظامه
آیا انسان میپندارد که هرگز استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد؟! (3 / قيامت)
جواب اين سؤال، هم از جانب چنين انسانهايي مشخص است كه در قلب شان مي گويند: بله، چنين چيزي امكان ندارد؛ و هم جواب مدعي مشخص است كه مي گويد:
بلي قادرين علي ان نسوي بنانه
آری قادریم که (حتی خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب کنیم! (4 / قيامت)
امّا انسان اين حرفها را به گوش ظاهر مي شنود و شايد مي پذيرد، و به گوش باطن رد مي كند و زير پا مي گذارد كه محاسباتش نشان مي دهد برايش قيامت چيز ديگريست.
او گمان میکند که اموالش او را جاودانه میسازد! (3 / همزه)
با مطالعه اي روي واژه ي حساب و كاربردهاي آن در قرآن شايد تا حدودي با بدحسابي هاي خودمان آشنا بشويم. تنها جايي كه در آن واقعاً «حساب حساب است و كاكا برادر» همان جاست؛ براي اين كه دست انسان از دفتر محاسبات الهي كوتاه شده است. ابلاغ پيام با كسي و حساب و كتابش با كس ديگريست:
عليک البلاغ و علينا الحساب
تو فقط مامور ابلاغ هستی; و حساب (آنها) برماست. (40 / رعد)