وفای خَر از ایرج میرزا

خر عیسی است که از هر هنری باخبر است

هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است

خوش لب و خوش دهن و چابک و شیرین حرکات

کم خور و پر دو و با تربیت و باربر است

قصد راکب را بی هیچ نشان می داند

که کجا موقع مکث است و مقام گذر است

چون سوارش بر مردم همه پیغمبر بود

او هم اندر بر خرها همه پیغامبرست

مرو ای مرد مسافر به سفر جز با او

که تو را در همه احوال رفیق سفرست

حال ممدوحی از این جامه بدان ای هوشیار

که چو من مادح بر مدح خرش مفتخر است

من بجز مدحت او مدح دگر خر نکنم

جز خر عیسی و گور پدر هر چه خر است