فراتر از آزادی بیان

فراتر از آزادی بیان در قرآن مجید؛ آزادی دیدن و شنیدن است؛ آن هم نه به صورتی که یکی مجبور شود از دور با دیگران با فریاد حرف بزند تا صدایش را بشنوند، و دیگری صدای پچ پچ اش نیز تقویت شود. چون دشمنان اسلام برای نشنیدن آیات الهی گوش هایشان را می گرفتند، در قرآن بزرگترین اهانت در حق کسانی آمده است که از قلب و چشم و گوش خود استفاده نمی کنند، و بی استدلال آیات حق را انکار می کنند.

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

و لقد ذرانا لجهنم کثيرا من الجن و الانس لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم آذان لا يسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون (179 / اعراف)

به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم; آنها دلها ( عقلها )یی دارند که با آن (اندیشه نمی‏کنند، و) نمی‏فهمند; و چشمانی که با آن نمی‏بینند; و گوشهایی که با آن نمی‏شنوند; آنها همچون چهارپایانند; بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‏گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)! (اعراف – 179)

179. Many are the Jinns and men we have made for Hell: They have hearts wherewith They understand not, eyes wherewith They see not, and ears wherewith They Hear not. They are like cattle,- nay more misguided: for They are heedless (of warning).

 

و لو جعلناه قرآنا اعجميا لقالوا لولا فصلت آياته ا اعجمي و عربي قل هو للذين آمنوا هدي و شفاء و الذين لا يؤمنون في آذانهم وقر و هو عليهم عمي اولئک ينادون من مکان بعيد ( 44 / فصلت)

هرگاه آن را قرآنی عجمی قرار می‏دادیم حتما می‏گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟! قرآن عجمی از پیغمبری عربی؟!» بگو: «این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده‏اند هدایت و درمان است; ولی کسانی که ایمان نمی‏آورند، در گوشهایشان سنگینی است و گویی نابینا هستند و آن را نمی‏بینند; آنها (همچون کسانی هستند که گوئی) از راه دور صدا زده می‏شوند!» (فصلت - 44)

44. Had we sent This As a Qur'an (in the language) other than Arabic, They would have said: "Why are not its verses explained In detail? What! (A Book) not In Arabic and (A Messenger an Arab?" say: "It is a guide and a healing to those who believe; and for those who believe not, there is a deafness In their ears, and it is blindness In their (eyes): They are (as it were) being called from a place far distant!"

الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب (18/ زُمَر)

همان کسانی که سخنان را می‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‏کنند; آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (زُمَر - 18)

18. Those who listen to the Word, and follow the best (meaning) In it: those are the ones whom Allah has guided, and those are the ones endued with understanding.

 

ا فلم يسيروا في الارض فتکون لهم قلوب يعقلون بها او آذان يسمعون بها فانها لا تعمي الابصار و لکن تعمي القلوب التي في الصدور (46 / حج)

آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند; یا گوشهای شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟! چرا که چشمهای ظاهر نابینا نمی‏شود، بلکه دلهایی که در سینه‏هاست کور می‏شود. (حج - 46)

46. Do They not travel through the land, so that their hearts (and minds) may Thus learn wisdom and their ears may Thus learn to hear? truly it is not their eyes that are blind, but their hearts which are In their breasts.

 

 بدون تردید مسلمانان راستین بر آنچه که حرام است، چشم و گوش خود را بسته نگه می دارند و آن را به دل راه نمی دهند، امّا شنیدن نظرات دیگران و دیدن شواهد آنها در اثبات نظراتشان بعید است حرام باشد. بنیه ی علمی و عقیدتی مسلمانان  باید در حدی باشد که نه خودِ آنها و نه اطرافیانشان واهمه ای از شنیدن و دیدن آن چه دیگران علم و عقیده می دانند نداشته باشند. علم و ایمان ضعیف با هر تلنگری می اُفتد. در قرآن مجید تنها کسی که می تواند بر قلب ها و چشم ها و گوش های خلایق مهر بزند و پوششی بکشد، خداوند یکتا و بی همتاست.

ختم الله علي قلوبهم و علي سمعهم و علي ابصارهم غشاوة و لهم عذاب عظيم (7)

خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده; و بر چشمهایشان پرده‏ای افکنده شده; و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست. (7)

7. Allah hath set a seal on their hearts and on their hearing, and on their eyes is a veil; great is the penalty They (incur).

خدا چرا و چگونه و در مورد چه کسانی چنین کاری را انجام می دهد؟ به چند نکته در باره ی این آیه و آیات مشابه آن از برگزیده ی تفسیر نمونه  از آیت الله مکارم شیرازی توجه کنید:

نکته ها: 1. آیا سلب قدرت تشخیص، دلیل بر جبر نیست؟ اگر طبق آیۀ فوق خداوند بر دلها و گوشهای این گروه مهر نهاده، و بر چشمهایشان پرده افکنده، آنها مجبورند در کفر باقی بمانند، آیا این جبر نیست؟ پاسخ این سؤال را خود قرآن در اینجا و آیات دیگر داده است و آن این که: اصرار و لجاجت آنها در برابر حق، تکبر و ادامه به ظلم و ستم و بیدادگری و کفر و پیروی از هوسهای سرکش سبب می شود که پرده ای بر حسّ تشخیص آنها بیفتد، که در واقع این حالت عکس العمل و بازتاب اعمال خود انسان است نه چیز دیگر.

2. مهر نهادن بر دلها! در آیات فوق و بسیاری دیگر از آیات قرآن برای بیان سلب حسّ تشخیص و درک واقعی از افراد، تعبیر به «خَتم» شده است، و احیاناً تعبیر به «طَبع» و «رَین». این معنی از آنجا گرفته شده است که در میان مردم رسم بر این بوده هنگامی که اشیائی را در کیسه ها یا ظرفهای مخصوصی قرار می دادند، و یا نامه های مهمی را در پاکت می گذاردند، برای آن که کسی سر آن را نگشاید و دست به آن نزند آن را می بستند و گره می کردند و بر گره مُهر می نهادند، امروز نیز معمول است کیسه های پستی را لاک و مُهر می کنند. در لغت عرب برای  این معنی کلمۀ «ختم» به کار می رود، البته این تعبیر در بارۀ افراد بی ایمان و لجوجی است که بر اثر گناهان بسیار در برابر عوامل هدایت نفوذناپذیر شده اند، و لجاجت و عناد در برابر مردان حق در دل آنان چنان رسوخ کرده که درست همانند همان بسته و کیسۀ سر به مُهر هستند که دیگر هیچ گونه تصرّفی در آن نمی توان کرد، و به اصطلاح قلب آنها لاک و مُهر شده است. «طَبع» نیز در لغت به همین معنی آمده است امّا «رَین» به معنی زنگار یا غبار یا لایۀ کثیفی است که بر اشیاء گران قیمت می نشیند این تعبیر در قرآن نیز برای کسانی که بر اثر خیره سری و گناه زیاد قلبشان نفوذناپذیر شده بکار رفته است. و مهم آن است که انسان مراقب باشد اگر خدای ناکرده گناهی از او سر می زند در فاصلۀ نزدیک آن را با آب توبه و عمل صالح بشوید، تا مبادا به صورت رنگ ثابتی برای قلب درآید و بر آن مُهر نهد.

3. مقصود از قلب در قرآن: «قلب» در قرآن به معانی گوناگونی آمده است. از جمله: 1- به معنی عقل و درک چنان که در آیۀ 37 سورۀ «ق» می خوانیم: اِنَّ فی ذلک لذکری لمن کان له قلب: «در این مطالب تذکر و یادآوری است برای آنان که نیروی عقل و درک داشته باشند». 2- به معنی روح و جان، چنان که در سورۀ احزاب آیۀ 10 آمده است: «هنگامی که چشمها از وحشت فرومانده و جانها به لب رسیده بود» 3- به معنی مرکز عواطف، آیۀ 12 سورۀ انفال شاهد این معنی است: «بزودی در دل کافران ترس ایجاد می کنم».

توضیح این که: در وجود انسان دو مرکز نیرومند به چشم می خورد: 1- مرکز ادراکات که همان «مغز و دستگاه اعصاب است» 2- مرکز عواطف که عبارت است از همان قلب صنوبری که در بخش چپ سینه قرار دارد و مسائل عاطفی در مرحلۀ اول روی همین مرکز اثر می گذارد، ما بالوجدان هنگامی که با مصیبتی روبرو می شویم فشار آن را روی همین قلب صنوبری احساس می کنیم، و همچنان وقتی که به  مطلب سرورانگیزی برمی خوریم فرح و انبساط  را در همین مرکز احساس می کنیم، نتیجه این که اگر در قرآن مسائل عاطفی به قلب (همین عضو مخصوص) و مسائل عقلی به قلب (به معنی عقل یا مغز) نسبت داده شده، دلیل آن همان است که گفته شد و سخنی به گزاف نرفته است.