فقه فقیه و فقه الله
فقه فقیه یا فقه الله
بایزید را پدرش، در عهدِ طفلی، به مدرسه برد که فقه آموزد. چون پیش مُدَرِّسش برد، گفت: «هذا فقه الله؟»
گفتند: «هذا فقه ابی حنیفه.»
گفت: «انا اُریدُ فقه الله.»
چون بر نحویش برد، گفت: «هذا نَحوُالله؟»
گفت: «هذا نحو سِیبَوَیه.»
گفت: «ما اُریدُ.»
همچنین، هر جاش که می برد، چنین گفت. پدر از او عاجز شد، او را بگذاشت.
بعد از آن، در این طلب، به بغداد آمد. حالی که جُنَید را بدید، نعره ای بزد. گفت: «هذا فِقه الله!»
و چون باشد که برّه مادر خود را نشناسد، چون رضیع آن لِبان است؟ و او از عقل و تمییز زاده است. صورت را رها کن.
از مقالات مولانا (فیه ما فیه)
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 21:40 توسط Mohammad Reza Nooshmand