حق + دار = حق دار
این روزها بعد از سوت داور تکلیف حق و باطل مشخص است. حق همان تصمیمی است که اوّل گرفته شده است، بی برو برگرد. تا همین حدّ عامیانه که این کلمات نشان می دهد. رأی داور برگشت پذیر نیست. بهترین تعارف و آخرین حدّ جبران این است که گفته شود «جای تأسف است، دیگر کار از کار گذشته است.» ناداورها در دنیا روی ناجوانمردها را زیاد کرده اند. متخلف ها و متقلب ها این روزها قیافه ی حق به جانب می گیرند و قهرمانانه و پهلوانانه می گویند «ممتحن ها و داورها که تقلب و تخلف ما را ندیده و نگرفته اند، دیگر شما چه می گویید؟» ای کاش این حق کشی ها فقط به بازیها و آزمونهای ساده محدود می شد، ای کاش ظلم از حجم توپ فوتبال نمی گذشت و به اندازه ی کره ی زمین باد نمی کرد؛ امّا گویا تقلب از همین بازیگوشی ها یی که بشر از آنها سرسری گذشته است، به آدمکشی در جای جای دنیا- فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان و ...- کشیده شده است، و با وجود داورهایی مانند «سازمان ملل» و «حقوق بشر» که قدرت و نفوذ در سو ت آنها می دمد، حق همیشه به حق دار نمی رسد، و اغلب«حق» را از «حق دار» می گیرند و فقط «دار» برای او باقی می ماند.