این روزها و مدرک تحصیلی
این روزها نوعی عدالت در تقسیم مدرک گسترده شده است. یا تعریف عدالت عوض شده است ویا تعریف مدرک. قدیم می گفتند «کار را باید به کاردان سپرد؛» و حالا رسم شده است که بگویند: «مدرک را باید به مدرکدان سپرد!!!» عدّه ای از مال و حال دنیا حتی از داشتن مدرک تحصیلی هم محروم مانده بودند. و عدالت ایجاب می کرد که آنها هم سهمی ببرند و توشه ای بستانند. پس، با کنکورهای «همه قبول»، دانشگاه ها مقدم ایشان را گرامی داشتند، و با آیین نامه های «همه پاس»، همه، همه ی درس ها را پاس کرده اند و حالا پلاس اند. سال ها پیش وقتی فروغ فرخزاد می گفت:
کسی می آید...
و سفره را می اندازد
و نان را قسمت می کند
وپپسی را قسمت می کند
و باغ ملی را قسمت می کند
و شربت سیاه سرفه را قسمت می کند
و روز اسم نویسی را قسمت می کند
و نمره ی مریضخانه را قسمت می کند
و چکمه های لاستیکی را قسمت می کند
و سینمای فردین را قسمت می کند
درخت های دختر سید جواد را قسمت می کند
و هرچه را باد کرده باشد قسمت می کند
و سهم ما را می دهد
هنوز مدرک تحصیلی داشتن بخشی از حق شهروندی آدم ها به حساب نمی آمد که اسمی از آن نبرد؛ و یا نه، منظور او از «تقسیم روز اسم نویسی»، یکی همین «تقسیم روز ثبت نام دانشجویی» بود. ویا منظورش از تقسیم «هر چه را باد کرده است»، یک همین مدرک تحصیلی بدون استفاده بود که به هر دلیلی ممکن است باد کرده باشد و یا آدم با آن خودش را باد کرده باشد. به هر حال، خود فروغ از «مدارک دنیا» حتی «نیمچه مدرکی» هم که بدرد بخور باشد نداشت، و عقده ی «خود مدرک کم بینی» هم نداشت. امّا، حالا خیلی ها مدرک دار شده اند و در مورد آنهایی که پیش از آنها به مقام «مدرکدانی» نائل شده بودند به طعنه می گویند: « خیال کرده اند تحصیل را فقط خودشان کرده اند!!!» نه، «تحصیل کرده ها»ی واقعی همین ها هستند!