روزهای رقابت
این روزها «قدرت» چه کارها که نمی کند. زمانی که قدرت دست اش به دست «خدمت» بود، نامش «مردم» بود. امّا، این روزها قدرت یک دست اش به گردن «خواص» است و دست دیگرش به دست «رقابت»؛ و چه حرف ها که نمی زند. حرف هایی که زمانی گفته می شد : صلاح نیست کسی بر زبان بیاوردِ دشمن هم گوش تیز کرده است و هم دندان. با گوش هایش صدای پای شکار را که نزدیک شده است می شنود. و تنها آهوی رمیده را نمی گیرد. پایش برسد به هیچ کدام رحم نمی کند.
این روزها «رقابت» افشاگری و اهانت را برای «قدرت ها» آزاد کرده است. حرف هایی که تا دیروز اگر کسی می زد، هر یک به دفاع از دیگری به او می توپیدند. و سرو کارش ای کاش فقط با کرام الکاتبین بود. ولی حالا، رو در روی هم، گستاخ، شجاع، بی پروا و بی پرده حرف هایی را می زنند که مردم روح شان از آنها خبر نداشته است. همه ی این حرف ها و رقابت ها برای خدمت به مردم است. چنین مردمی آن قدر دوست داشتنی هستند که هر کسی دلش می خواهد به آنها خدمت کند. باید قدرشان را دانست.
+ نوشته شده در جمعه هشتم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 13:28 توسط Mohammad Reza Nooshmand
|