از یک تا سیِ بیانیه ی حقوق بشر:4
از یک تا سیِ بیانیه ی حقوق بشر:4
Article 4
No one shall be held in slavery or servitude; slavery and the slave trade shall be prohibited in all their forms.
- مادهٔ ۴
هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید بازداشته شده و ممنوع شود.
اگر تعریف لغتنامه ای «بردگی» را ملاک قرار بدهیم، ناچار می شویم بپذیریم که هیچ فرد یا سازمان یا دولتی اکنون دیگر در کار داد و ستد برده نیست. اما بعضی از افراد و سازمان ها و دولت ها آن قدر زرنگ اند که با ترفندهایی که مدام با ماده ها و تبصره های گوناگون پشتیبانی می شود، هنوز هم برده های رنگ و وارنگ و از همه رنگ دارند.
بعضی از بندگان خدا از سر ناچاری زیر بار قراردادهایی می روند که کارشان را به بندگی دیگران می کشاند. اما بعضی از دولت ها از بی عرضگی، خودشان و مردم شان را با قراردادهایی به بهانه ی توسعه در زمینه های به ظاهر موجه برده ی قدرت های اقتصادی و صنعتی و نظامی دنیا می کنند. سازمان ملل متحد کاری به این فقره از به بردگی کشاندن افراد و دولت ها و ملت ها ندارد.
امروزه خودِ دولت ها با وضع قوانین و مقرارتِ فوری و فوتی از اعضای ضعیف و درمانده ی خانواده هایی که گرفتارِ سرپرستانِ متعاد و الدنگ اند به عنوانِ افراد بد سرپرست حمایت می کنند، معلوم نیست که از ملت های بی چنگ و مشتِ بد دولت با چه سیاستِ مشخصی می شود پشتیبانی کرد.
خیلی ها بر این باورند که با تغییر و تحولاتِ پر شتابی که در دنیا در همه ی زمینه ها جریان دارد، قانون اساسی کشورها بایستی هر چند سال تغییر کند و به رفراندوم گذاشته شود. همین کار در مورد بیانیه ی حقوق بشر نیز با پدید آمدن پدیده های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و نظامی جدید بایستی انجام شود. امروز دیگر «بردگی» به صورت های تحول یافته ی به ظاهر موجهی وجود دارد که حواس خود سازمان ملل متحد به آن ها نیست. به عنوان مثال، خیلی از افرادی که برای افراد یا سازمان ها یا برای خود دولت ها کار می کنند و از پوشش بیمه ای مناسبی برخوردار نیستند، وضع شان از برده هایی که ناچار بوده اند که با هر شرایطی تن به بردگی بدهند بهتر نیست. فقط برده هایی اند که با ابزار دیگری با سیستم های نامرئی و کنترل از راه دور به کار و زندگی شان زنجیر شده اند و به ظاهر آزادند. حالا فقط نوع و درجه ی رابطه ی بین ارباب و برده تغییر کرده است. خیلی ها با وام هایی که از سر ناچاری برای تهیه ی مسکن یا درمان بیماری هایشان می گیرند، درجا به برده های مطیعی برای بانک ها و دولت ها تبدیل می شوند. ضامن های بیچاره نیز سرنوشت شان به همان ها گره خورده است. خیلی ها برای استخدام در بخش های خصوصی، حتی برای کار به عنوان فروشنده در یک مغازه و بدتر از آن برای کار و تدریس در مدارس غیردولتی، با دادنِ وثیقه و سفته به کارفرمایانشان تبدیل به «بله قربان گو»هایی می شوند که برای آزادی شان بایستی با منت و خواهش خودشان را بازخرید کنند و وثیقه ها و سفته هایشان را پس بگیرند. در گذشته به این نوع برده های آزاد شده «موالی» می گفتند که با این که ظاهراً آزاد شده بودند باز هم مقرارتی بود که بردگی شان را به رخ شان می کشید. بردگی منسوخ نشده است، بلکه مدام از شکلی به شکل دیگر در می آید و با نام و عناوین دیگری به بقای خودش ادامه می دهد.