ترجمه ی متون ادبی در عمل(6)
ترجمه ی متون ادبی در عمل(6)
رؤیا
خواب می بینم لمیده ام بر خاک
و چشم دوخته ام به آبی های آسمان.
پرواز می توانم و هم از این روست که از خود می پرسم
کدام را دوست تر می داری؟ نگریستن یا به پرواز درآمدن
در آبی ژرف آسمان را؟
تابستان است.
تردید نمی کنم در این که آسمان را از همین جا
لمیده بر زمین، بس زیباتر می بینم تا از نزدیک،
بال در بال ستارگانش،
بی قرارِ بوی خاک.
شعرِ «رؤیا» برگردانِ شعرِ I Dream سروده ی دیوید ایگناتو است.
I Dream
IdreamIamlying in the mud on my back and staring up into the sky.
Which do I prefer, since I have the power to fly into the blue slate of air?
It is summer.
I decide quickly that by lying face up I have a view of the sky I could not get by flying in it,
While I’d be missing the mud.
تنها نکته ای که در این ترجمه ی خانم حسن زاده مهم است و روی تمام شعر تأثیر گذاشته است، تفاوتی است که بین خواب و خیال یا رؤیا وجود دارد و در ترجمه در نظر گرفته نشده است. شاید بتوان گفت که تفاوتِ بین رؤیا و خواب گاهی مانندِ تفاوتِ بین فیلم های دارای داستان و سناریوی شسته رُفته و فیلم های پر از وقایعِ پرت و پرا و حرف های دری وری است که سر و ته شان را فقط ما، بینندگان فیلم ها و سریال های ایرانی به یاریِ سازندگان و کارگردان هایشان می توانیم به هم جفت و جور کنیم.
گاهی در بیداری هم آدم دچار رؤیا می شود. به اصطلاح، خیال برش می دارد. فکرهایی به سرش می زند. آدم در رؤیا، با نظم و برنامه ی خاصی، خودش را به جاهایی می برد و می رساند که در آرزویش است. بعضی اوقات به چیزهایی فکر می کند که زیاد دور از ذهن نیست، حتی می تواند دم دست باشد. گاهی نیز مانند آقای ایگناتو، در رؤیا، خودش را با نیرویی غیرعادی مانند توانِ پرواز می بیند و می سنجد. در زبان انگلیسی اغلب تکلیف و تفاوتِ to dream و to daydream مشخص است. فرق کسی که در خواب چیزهای درهم و برهمی را می بیند با کسی که در بیداری دچار خیال و گاهی توهم می شود، تقریباً فرق بینِ نانویسنده ی ناشی در داستان نویسی و داستان نویس خوب است.
شاید از فعلِ انگلیسیِ شاعر، dream، نتوان متوجه شد که دارد خیالبافی می کند یا خواب می بیند، ولی از منطقِ حاکم بر شعر و نظمی که در گفته ی شاعر وجود دارد می شود به این نتیجه رسید که او به قولِ مترجم «لمیده بر خاک و چشم دوخته به آسمان» دارد خیال می کند که اگر می توانست پرواز کند و در آسمان و از آسمانیان باشد زندگی اش چه تفاوتی با حالا که روی زمین است می کرد و چه حسّی نسبت به زمین و آسمان می داشت. این ها همه برآمده از خیال و رؤیای شاعرانه است. خواب در نظرِ ما چیز دیگری است. در زبان فارسی تنها در صورتی از آدمِ بیدار پرسیده می شود «مگر خوابی؟» که به عالم هپروت رفته و بی حواس باشد یا حرف هایی بزند که، دستِ کم، با عقلِ ما جور درنیاید. در واقع، وقتی که به کسی می گوییم «خواب دیدی خیر باشد!» اشاره مان به بی منطقیِ حرف ها و انتظاراتش است. او چیزی را می خواهد که با واقعیت جور درنمی آید. به نظرمن، در رؤیایِ شاعرانه ی ایگناتو حرفی که غیر منطقی باشد وجود ندارد. او در حالی که روی خاک دراز کشیده و به آسمان نگاه می کند به این خیال فرو می رود. در ترجمه به نظر می رسد که او در خواب دارد می بیند که روی زمین دراز کشیده و به آسمان نگاه می کند و در خواب با خودش سؤال و جواب می کند. عبارتِ «تابستان است» مشخص می کند که او در بیداری دچارِ این خیالات شده است. کسی در خواب به خودش نمی گوید «تابستان است...» برای کسی که بیدار است، تفاوت بین فصل ها و حسّی که به او می دهند مهم است.
اغلب خیال و خواب در فیلم ها و سریال های ایرانی جا به جا استفاده می شوند نه بجا. شخصیتی در خواب همان مشکلی را که در زندگی روزمره اش داشته است درست به همان صورت و با همان افرادی که با آنها مسئله دارد می بیند، و عجیب اینکه خودش و آنها را درست با همان لباس و شکل و شمایلی می بیند که در روز و در هنگام بیداری دیده است. جالب تر اینجاست که از خواب که بیدار می شود، شب بعد، ادامه ی آن خواب را مانند قسمت بعدیِ سریال با همان بازیگران و همان شکل و شمایل می بیند. خواب از چنین نظم و منطقی پیروی نمی کند. چون اختیارِ خواب برخلافِ خیال به دستِ خودِ فرد نیست، بعید نیست چیزها و اشخاص و حوادثِ دیگری را که می توانند به نوعی جانشین و نمادی برای همتایشان در زندگی واقعی اش باشد به جای آنها ببیند. برعکس، وقتی آدم در بیداری دچار فکر و خیال و توهم می شود، طبیعی است که اغلب همه کس و همه چیز را به همان صورتی که هستند ببیند، منتها سناریوی گفته ها و رفتار خود و دیگران را با خیال و طبق میل خودش می نویسد و پیش می برد. اگر در این خیال دچار کابوس شود، معلوم می شود تأثیر بیرونی باعث شده است به آسانی نتواند در روند منطقی داستان دست ببرد. هرچند در رؤیا و خیالبافی هایش آنطور که باید تام الاختیار نیست، هنوز نسبت به خواب اختیاراتی دارد که معیار تفاوتِ خواب و خیال است. ایگناتو طوری رؤیایش را در اختیار دارد که می شود با اطمینان گفت که او خواب ندیده است بلکه برای لحظاتی به فکر و خیال فرو رفته است.
ادامه دارد.