نگاهی به «ما هیچ، ما نگاه» سهراب سپهری(13 ) اینجا همیشه تیه-2
نگاهی به «ما هیچ، ما نگاه» سهراب سپهری(13 ) اینجا همیشه تیه-2
بخش پیش را با این جمله تمام کرده بودم: «حرف های اساطیریِ آب یعنی سراب.» شاید بخواهید بدانید که حرف های اساطیریِ آب چه ربطی به سراب و «تیه» دارد. دکتر ابراهیمی دینانی در کتاب فراز و فرود فکر فلسفی واژه ی «تیه» را در استعاره ای به کار می برد که به طور اتفاقی به اندیشه ی سهراب در باره ی «حرف های اساطیری» و «الفاظ مجذوب» در این شعر نزدیک است. ایشان نوشته اند:
فاصله ی میان ماده ی سخن که همانند صحرای ابدیت است با آنچه تنها صورتِ سخن خوانده می شود، برهوتِ سرگردانی یا وادیِ «تیه» شناخته می شود. فاصله ی میان مادّه و صورت سخن، فاصله ی زمانی و مکانی- و به طور خلاصه، فاصله ی مقداری-نیست، بلکه این فاصله از نوع فاصله ی میان نامتناهی و محدود یا فاصله ی بی رنگی و رنگ است.(ص 231)
این فاصله در «اینجا همیشه تیه» بین آب است و حرف و لفظِ آب. به نظر می رسد ادامه ی شعر، از تصویر لک لک به بعد، حرف های اساطیریِ آب به گوش ریگ زار عفیف باشد. در بیابان با ظهور موقتی آب، با باران یا جاری از مکانِ بارانیِ دیگر، به این سرعت برکه ای تشکیل نمی شود تا لک لکی هم سریع خود را به آنجا برساند و در آن حجم مرغوب خود را تماشا کند. باغِ سبزِ تقرب نیز با این که قریب و نزدیک است در واقعیت به این سرعت شکل نمی گیرد. این خیال است که خیلی سریع چنین سراب هایی را می سازد و می بیند. آب حتا اگر برای مدّت کوتاهی در این تیه خودی نشان داده باشد، حرف هایش از لک لک و برکه و باغ سبز صرفاً اساطیری و خیالی است. این حرف ها تنها «صورت ناب یک خواب شیرین» است. سهراب، که این حرف های آب همه از خیالِ او برمی خیزد، این شعر را این طور تمام کرده است:
ای شروع لطیف!
جای الفاظ مجذوب، خالی!
این حرف یعنی چه؟ آیا سهراب دنبالِ حرف و لفظ می گردد و جایشان را خالی می بیند؟ با شناختی که از سهراب داریم می دانیم که برای او«واژه باید خود ِ باد، واژه باید خودِ باران باشد.» او با حرف راضی نمی شود. پس منظور سهراب از «الفاظ مجذوب» صورتِ الفاظ نیست. او خودِ آب را می خواهد که جذب زمین و ریگ زار شود. در این «همیشه تیه» جای آب خالی است، هر چند، لفظِ آب همیشه در ذهن و زبانِ ناظری همچون سهراب جاری باشد.
ادامه دارد.