دیوانگی
این روزها دیوانگی طرفدار پیدا کرده است! می دانید بین چه کسانی؟ درست حدس زده اید. کسانی که خود، بی چون و چرا، دیوانه هستند، وگرنه هرگز چنین علاقه ای را بروز نمی دادند و ابراز نمی کردند. این ها از قدیم الایام در بند دیوانگی بوده اند، به همین خاطر هر جا که می نشستند، می گفتند: «دیوانگی هم عالمی دارد!» این ها از دیوانگی فقط خُل و چِل بازی اش را یاد گرفته اند. هنوز نفهمیده اند که بهلول دیوانه ای دوست داشتنی نیست؛ این اسم ر ا افرادی بر او گذاشته اند که حرف های او را به خود می گیرند. در حالی که چون حقیقت را می گوید اگر مخاطب او دیگری باشد، نه خودِ آنها، او را عاقلی می یابند که خیلی هااورادوست ندارند. این ها هنوز نفهمیده اند که در میان جماعتی که نان را به نرخ روز می خورند، رُک و پوست کنده از حقیقت گفتن اسم اش شده است دیوانگی. این به اصطلاح عاقلان سال های سال است که شعارشان این است: «جز راست نباید گفت؛ هر راست نشاید گفت.» کسی که فکر می کند آدم دیوانه می تواند دوست داشتنی هم باشد، این حسادت او را دیوانه خواهد کرد، امّا دوست داشتنی نخواهد شد. عاقل باشد، به جای دروغ مصلحتی و تبلیغاتی، راست بگوید، آن که او را باید دوست داشته باشد، حتماً دوست خواهد داشت. دروغگویی که می خواهد دوست داشتنی هم باشد، دیوانه است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:57 توسط Mohammad Reza Nooshmand
|