چند سخن طنز در باره ی نقد و منتقدان
چانينگ پالوگ:
منتقد آدم چلاقي است كه تعليم دويدن مي دهد.
بنجامين ديزرالي:
مي دانيد منتقدين چه كساني هستند؟ كساني كه در هنر و ادبيات شكست خورده اند.
اريك ساتي:
موضوع سخنراني ام در سال گذشته «هوش و درك موسيقي در حيوانات» بود. امروز مي خواهم در باره ي «هوش و درك موسيقي در منتقدان» صحبت كنم. اين موضوع شباهت زيادي با موضوع سال قبل دارد.
ژان سبيليوس:
به حرف منتقدان هرگز اعتنا نكنيد. تا به حال هيچ مجسمه اي به افتخار منتقدي برپا نشده!
دودلي فيلدمالون:
در زندگي هرگز از آن كه با من موافق بوده چيزي نياموخته ام.
جورج مور:
منتقد جماعت را از روي چيزهايي كه نتوانسته اند بفهمند بشناسيم.
اسكاروايلد به تري: من هميشه شما را به چشم بهترين منتقد نمايشنامه هايم نگاه كرده ام.
تري: من كه هيچ وقت نمايشنامه هاي شما را نقد نكرده ام.
وايلد: براي همين مي گويم.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 5:29 توسط Mohammad Reza Nooshmand