در تحلیل و بررسی شعر یکی از نخستین پرسش ها این است که : «چه کسی دارد صحبت می کند؟» و یا «گوینده دارد از زبان چه کسی و با چه نقشی صحبت می کند؟» در ترجمه گاهی اتفاق عجیبی که می افتد این است که مترجم به مقتضای محدودیت های کارش مجبور می شود که نقش گوینده را عوض و یا محدودتر کند.

در غزلواره ی سی ا م از شکسپیر، هنگامی که گوینده از کلمه ی «summon» استفاده می کند، ممکن است خود را در دو نقش جازده باشد.

 نخست این که شاید خود را در لباس مأمور دادگستری یا پلیس قضایی می بیند که باید با احضاریه ای افرادی را که از آنها شکایت شده است به دادگاه فرابخواند، که در این نقش او باید «رویدادهای گذشته» را به دادگاه «اندیشه های شیرین خاموش» بکشاند تا پاسخگوی جرمی که مرتکب شده یا به آن متهم شده اند باشند. بعد از آمدن آنها به دادگاهی که در واقع به برسی پرونده ی خاطرات گدشته اش می پردازد، گوینده نقش ا ش را عوض می کند قاضی می شود. بنابراین، گوینده در این شعر هم شاکی و هم مأمور دادگستری و هم قاضی دادگاه و هم شاهد وهم متهم است. خودش به جای همه حرف می زند و نقش بازی می کند.

در برداشت دوم ازاین غزلواره، نقش گوینده کاملاً عوض می شود. این بار او متخصص احضار ارواح می شود که باید روح حوادث گدشته را که حالا مرده اند و به صورت خاطرات سرگردانی در ذهن و زندگی اش پرسه می زنند فراخوانی کند و با نگاهی جدید و مجدداً با حس و حال امروز خود آنها را بسنجد  و حسرتها و شادیهای خود را نو کند.

در ترجمه هایی که به دنبال این غزلواره می آید، هر یک از مترجمین یکی از نقش های گوینده ی شعر را دنبال کرده است. البته هر دوی آنها در بخشی از شعر که گوینده خود را وام گیرنده ای می پندارد که باید اقساط وامی را که گرفته و انگار پرداخت نکرده است پرداخت کند به برداشتی مشابه رسیده اند. گوینده با آه و ناله هایش باید قسط وام شادیهای گذشته را بپردازد.

 

SONNET 30

1. When to the sessions of sweet silent thought
2. I summon up remembrance of things past,
3. I sigh the lack of many a thing I sought,
4. And with old woes new wail my dear time's waste:
5. Then can I drown an eye, unused to flow,
6. For precious friends hid in death's dateless night,
7. And weep afresh love's long since cancelled woe,
8. And moan the expense of many a vanished sight:
9. Then can I grieve at grievances foregone,
10. And heavily from woe to woe tell o'er
11. The sad account of fore-bemoaned moan,
12. Which I new pay as if not paid before.
13. But if the while I think on thee, dear friend,
14. All losses are restor'd and sorrows end.

 

چون به دادگاهِ اندیشه های شیرین ِ خاموش

یاد رویدادهای سپری شده را فرامی خوانم،

در افسوس بسی چیزها که جستم و نیاقتم آه می کشم

و داغ ِ غم های دیرینه را در تباه شدن عمر گرانمایه

به ناله های غریبانه تازه می کنم:

آنگاه می توانم چشم را که از گریستن بازمانده،

در سوگ یاران دلبند که در شب بی زمان مرگ نهان اند، غرقه در اشک کنم،

و غم عشقی را که دیریست از یاد رفته، دگرباره گریه آغازم،

و در ماتم بسی رخسار از دست رفته بنالم:

آنگاه می توانم درد خویش نکته نکته بازگویم

و از رنج های فراموش شده دگرباره به رنج شوم

گویی که هرگز وامگزار اندُهان خویش نبوده ام.

لیک ای یار عزیز، اگر در آن هنگام به تو اندیشم،

کاستی ها یکسره جبران، و اندُهان آخر شود.

ترجمه ی سعید سعیدپور

 

وقتی به جلسات خاموش و شیرین  فکر و خیال، خاطره ی آنچه را گذشته است فرامی خوانم، بر بسیاری چیزهایی که جستجو کرده و نیافته ام آه می کشم، و برای عمر و وقت عزیزم که با دردهای قدیم به هدر داده ام از نو ناله و شیون می کنم. سپس، چشمی را که عادت به اشک ریختن نداشت، برای دوستان گرانبهایی که در شب بی پایان مرگ پنهان شده اند در گریه و اشک غرقه می سازم، و بر درد و غم عشقی که مدتها قبل آن را فسخ کرده و از سر گذرانده ام از نو می گریم، و بر بسیاری مناظر که ناپدید شده است ناله و شیون می کنم؛ سپس بر غم و اندوه های پیشین باز غم و اندوه می خورم و به سنگینی و سختی از غمی به غم دیگر می روم و آنها را یکی یکی بر می شمرم و حساب غم انگیز غمی را که بر ناله و شیون کرده ام مثل این که قبلاً نپرداخته باشم از نو می پردازم. اما در این میان، هنگامی که به تو دوست عزیزم فکر می کنم تمام شکست ها و گمشده ها جبران می شود و اصلاح می گردد و غم و محنت ها پایان می پذیرد.

ترجمه ی  دکتر تقی تفضلی

نوشته شده توسط Mohammad Reza Nooshmand  | لینک ثابت |